کدامیک از دوره های زبان را شرکت کنم؟

دوستان و زبان آموزان زیادی با من تماس میگیرند که عموما اطلاع واقعی و آگاهی لازم نسبت به وضعیت زبان خود ندارند. بعضا حتی نمیدانند در چه دوره یا مرحله ای از کلاسهای زبان باید شرکت کنند. بسیاری از علاقمندان به فراگیری زبان انگلیسی وقتی با من تماس میگیرند، ابراز میکنند که در کلاسها و موسسات مختلفی دوره هایی را گذرانده اند اما همچنان پیشرفت شایسته و بایسته ای، آنطور که باید، نداشته اند. عده ای ابراز میکنند که پس از گذراندن آزمون تعیین سطح زبان، دوره زبانشان را در کلاسهایی گذرانده اند که یا بالاتر از سطح واقعی ایشان بوده و یا سطح کلاس بطور کلی پایین تر از معلومات و دانش زبان ایشان مطالب آموزشی را ارایه میکرده است.

علاقمندم، با توجه به تجربه و دانش شخصی خودم، مطالبی را با شما خواننده گرامی در این خصوص مطرح کنم تا شاید با مطالعه این مقاله بتوانید به راستی آزمایی در مورد خودتان و همینطور استاد، مدرس یا موسسه ای که جهت فراگیری زبان انگلیسی به آن رجوع میکنید برسید. اصلا شاید دوره ای که شما تصمیم گرفتید در آن شرکت کنید دوره مناسبی برای شما نباشد و این مشکل ابدا از طرف استاد زبان یا موسسه مورد نظرتان نیست.

از سنین بسیار کم یادگیری زبان انگلیسی را با فرمان صادره از طرف خانواده شروع کردمwink آن زمان ابدا اطلاعی نداشتم که احتمالا یادگیری زبان انگلیسی چقدر برایم در آینده مفید و موثر خواهد بود. حتی بنظر من خانواده ام اطلاع صد در صدی از این موضوع نداشتند. احتمالا بخاطر رفع حاجت مکالمه و ارتباط گیری بابت چند سفر خارج از کشور خواستند دردسرهای آینده را برایم کم کنند، یا شاید هم بخاطر چشم و هم چشمی های رایج در خانواده های ایرانی یا شاید بخاطر مشکلات و تجارب شخصی که پدر و مادرم بخاطر عدم درک و دانش کافی از زبان انگلیسی به آن برخورده بودند و یا شاید هم همه این موارد دست به دست هم داده بودند که بنده از سن 5 سالگی در بدر موسسات مختلف و اساتید زبان رنگارنگ بشوم. آین آوارگی حتی بعد از سن واقعی تحصیلات آکادمیک همچنان تا آستانه ۴۰ سالگی با بنده بوده. فقط تفاوتش با دوران کودکی و نوجوانی این بوده که در چند سال اخیر دوره هایی را در دانشگاههای خارج از کشور از جمله دانشگاه مک گیل، دانشگاه کنک در سطح ویشرفته گذراندم و گواهی هایی را با سپری کردن دوره های بسیار سخت و واقعا فشدره بعنوان مدرس زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج و همچنین آکسفورد دریافت کردم. محیط زندگی در کشور کانادا و گذراندن دوره های مختلف آکادمیک و تحصیلی و کاری و نیز سپری کردن ساعتها زمان با افراد نیتیو از هر طبقه اجتماعی و مباحثه و بعضا مجادله در هر سطح، با توجه به عقبه کار پزوهشی و آموزشی که داشتم، بنده را به یک درک و طبقه بندی واقعی و کاربردی بعنوان نقشه راه شاگردان خودم و همه عزیزانی که علاقمند به یادگیری زبان انگلیسی و یا هر زبان خارجی دیگر هستند رسانده است. در این چند سطر باختصار این راهکارها را ارایه میدم و امیدوارم که سدی از این مسیر پر فراز و نشیب را از پیش رویتان برداشته باشم. آنچه را که با شما در میان میگذارم  از یک سو حاصل نتایج تحقیقاتی و پژوهشی است که توسط کارشناسان و محققان از بهترین دانشگاهها و مراکز آکادمیک دنیا ارایه شده و از سویی حاصل حدود ۲۰ سال سابقه تحقیق و تدریس حرفه ای و لااقل ۳۰ سال سابقه فراگیری زبان بصورت شخصی است. در رابطه با منابع میتوانید به یک سرچ ساده با نتایج حاصله اطمینان حاصل کنید یا اینکه با من تماس بگیرید تا بعضی منابع و مواخذ موجه را در حد بضاعت خودم خدمتتان معرفی کنم.

اگر علاقمندید که فرزندانتان از سنین کم یا نوجوانی زبان انگلیسی را بیاموزند، نگران نباشید. آنها را در حد استطاعتتان به موسسات آموزش زبان بفرستید. فرقی نمیکند که یک یا دو ترم بالاتر یا پایین تر ثبت نام شوند. فراموش نکند که هدف برای این دسته از زبان آموزان درگیر شدن با مطالب و محتویات آموزشی است. آنها به مرور که بزرگتر میشوند با توجه به علاقمندی، آینده و تحصیلات و آرزوهایی که برای خود ترسیم کرده اند، به مرور زمان راه و مسیر اصلی خود را خواهند یافت. حتی ممکن است بعد از چند ماه یا چند سال زبان انگلیسی خواندن، فرزند دلبندتان روزی به شما رجوع کند و با ارایه دلایلی  که احتمالا برای شما قابل قبول نیست از شما بخواهد که او را بجای کلاس زبان انگلیسی به دوره های زبان فرانسه بفرستید یا اجازه دهید که در یک دوره فنی و حرفه ای که علاقه دارد شرکت کند. نگران نباشید! او در حال بزرگ شدن و آزمون و خطا کردن است. حتی برای افراد میانسال و مسن هم ممکن است چنین شرایط حادث شود. ممکن است برخی برای فرار از آلزایمر یا سپری کردن زمان با دوستان خود به کلاسهای زبان میروند و یادگیری زبان انگلیسی شاید هدف لازم و اصلی برای آنها نباشد. مثلا مادر خودم الان مدتی است که در سن 65 سالگی به کلاس زبان میرود و کلی هم علاقه به خرج میدهد و از سپری کردن زمان خود به این نحو لذت میبرد. 

اگر خودتان علاقمندید که بصورت تدریجی و تفننی زبان انگلیسی را بیاموزید تا در صورت سفر، مارموریت اداری خارج از کشور و احیانا برخی مکاتبات اداری روزانه مختصر  از عهده برخی از مکالمات و  یا مکالمات خود بر آیید، میتوانید از دنیای دیجیتال بهره مند شوید. انواع و اقسام دیکشنری های دیجیتال و تصوری، و وسایل ارتباط جمعی در خدمتتان هستند. حتی میتوانید در دوره های زبان که چندان فشرده هم نیستند در روزهای آخر هفته شرکت کنید. به ویدیوهای آموزشی که ما و همکارانمان در صفحات اجتماعی مان نظیر صفحات وب، فیسبوک، تلگرام، اینستاگرام و ... منتشر میکنیم رجوع کنید. با دنیایی از مطالب آموزشی مواجه خواهید شد که اگر روزانه چند دقیقه وقت صرف فراگیری و به خاطر سپردن انها کنید، بعد از یک یا چند سال کلی مطالب بدردبخور آموخته اید.

دسته سوم و مهمترین گروه که قشر اصلی مخاطبان بنده را تشکیل میدهند، افراد عموما تحصیل کرده ای هستند که بنا به دلایل حرفه ای یا تحصیلی قصد مهاجرت به خارج از کشور دارند و یا حتی مهاجرت هم کرده اند و قصد گرفتن شغل مناسب و یا اخذ پذیرش تحصیلی از دانشگاهها یا مراکز آموزشی مختلف را دارند.  همچنین افرادی نیز هستند که بخاطر موقعیت های مختلف شغلی، اجتماعی و یا تحصیلی مجبورند و باید به حد پیشرفته ای دانش زبان انگلیسی رسیده و آن را بصور کاربردی و ملموس بکاربرند. اگر شما جزو این گروه هستید دیگر برای تقویت سطح زبان خود بدنبال دیدن فیلم و صفحات وب نباشید. شما میبایست برنامه ای منسجم و حتی المقدور فشرده و کوتاه مدت برای یادگیری زبان انگلیسی داشته باشید. شما بطور کلی باید دو مرحله اصلی را برای فراگیری و سپس کاربرد صحیح و سریع آنچه که پیشتر فراگرفته اید بکار ببندید. برای اینکه به هدفتان نزدیک تر و متمرکز تر شوید، ابتدا از خودتان سوال کنید که: برای چه هدفی لازم است که زبان انگلیسی را بیاموزم؟ اگر زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری را مثلا جهت بالاتردن مهارت مکالمه میاموزید باید دقیقا برای خودتان مشخص کنید که چه سطحی از مهارت مکالمه مورد نظر شماست. مکالمات روزمره یک راننده تاکسی یا یک مسپول امور مالی از نظر سطح مهارت کاملا متفاوتند با مکالمات روزمره یک بازاریات، فروشنده یا روانشناس. جدا از اصطلاحات شغلی خاص Terminology که در هر صنفی متفاوت است، سطح کاربرد واژگان، لغات و کلا ادبیات در اقشار و مشاغل مختلف جامعه،  همیشه متفاوت است. اگر تمایل دارید مثلا در مهارت مکالمه به سطحی قابل قبول دست پیدا کنید، باید بدانید که حداقل سطح قابل قبول برای موقعیت شغلی و اجتماعی که امیدوارید به آن دست پیدا کنید چیست. باید این واقعیت را با آغوش باز بپذیرید که مکالمه تنها به معنی گفتار و گویش نیست. مهارت مکالمه یک مهارت دو یا حتی چند سویه است که علاوه بر اینکه شما باید قادر باشید منظورتان را بیان کنید، به همان اندازه، باید قادر به فهم و درک مطالب بیان شده از جانب دیگران نیز باشید. در واقع علاوه بر گویش باید در مهارت شنیدار هم تسلط داشته باشید.

آیا میپندارید افرادی که بخوبی به زبان انگلیسی صحبت میکنندSpeaking، به همان نسبت در مهارت شنیدارListening هم لزوما پیشرفته هستند؟ برای پاسخ به شما باید خدمتتان عرض کنم که: خیر لزوما چنین چیزی نیست. دوستان و زبان آموزان زیادی به من رجوع میکنند و شکایت دارند بابت اینکه در محاورات روزمره، میتوانند منظور خود را بیان کنند اما از درک بیان و منظور مخاطب یا مخاطبان خود محروم اند. (برای درک بهتر موضوع، توجه شما را به مطالعه مقاله بنده با عنوان انواع مهارت های شنیداری و درک مطلب و انواع روشهای تمرین مهارت شنیدار و درک مطلب جلب میکنم). مهارت گویش -- مکالمه شامل گویش و شنیدار میباشد -- از جمله مهارتهای Productive است. یعنی راههای مختلفی میتوانید برای القای موضوع به مخاطب بیابید، درحالیکه مهارت شنیدار Listening از جمله مهارتهای Receptive بوده و شما میبایست آنچه را که از طرف گوینده به شما گفته میشود را درک کنید. ( برای مطالعه با جزپیات بیشتر، رجوع کنید به مقاله من در مورد انواع درک مطلب). مخاطب شما اگر مثلا یک استاد دانشگاه یا یک وکیل، فروشنده اتومبیل همکار یا رییستان، یا یک رهگذر با گویش خیابانی است، باید بدانیم نوع واژگان، تلفظ و سطح ادبیات کاربردی آنها با هم متفاوت است. پس شما برای تقویت مهارت شنیداری Listening خود، در مقایسه با گویشSpeaking، نیاز به صرف زمان، تمرین و دانش بیشتری دارید. نکته ای که سعی دارم شما به آن دقت کنید، مهارت «مکالمه» است. مکالمه بمعنی «گویش» صرف نیست، مکالمه بمعنی ارتباط توامان گویشی و شنیداری است. به این منظور، در کلاسهای مکالمه ای که من برای سطح پیشرفته برگزار میکنم، توجه و تمرکز خاصی به تمرینات شنیداری Listening لحاظ شده است.

اگر تمرکز و هدف اصلی شما از یادگیری زبان انگلیسی، بیشتر برای کسب مهارت نوشتار Writing برنامه ریزی شده است. نیاز به دانش بیشتری از قواعد Grammar و لغت Vocabulary دارید. سطح قواعد دستوری Grammar که در نوشتار انگلیسی استفاده میشود، به مراتب بالاتر از گرامر Grammar استفاده شده در مکالمهSpeaking است. مثلا در مکالمه مباحثی نظیر زمانها، معلوم و مجهول، اجتناب از تکرار و جملات شرطی کاربرد فراوانی دارند، در حالیکه در مهارت نوشتار به لحاظ دستوری Grammar میبایست تسلط کافی بر جملات پیرو کوتاه شده، عبارات ربطی، تطابق فعل و فاعل، عبارات مستقل و وابسته و ... داشته باشید. همچنین در نوشتار Writing، به علامتگذاری punctuation باید توجه ویژه داشته باشید که خود جای صرف تمرین و زمان زیادی دارد و نکاتی فراوانی که قطعا نمیدانید و باید به خاطر بسپارید. از نظر سطح لغت Vocabulary با توجه به فرمت های مختلف نوشتاری Writing که استفاده میکنید، باید از کلمات رسمی تری نسبت به مکالمه Conversation بهره ببرید. سطح لغات استفاده شده در نوشتار انگلیسی Writing به هیچ وجه قابل مقایسه با واژگان استفاده شده در مکالمه Speaking نیستند. ضمنا فرمتهای مختلف نوشتار با طبقه بندی مختلف بسته به اینکه گزارش تهیه میکنید یا نامه دوستانه مینویسید، درخواستی را مطرح میکنید یا مقاله انتقادی مینویسید نیز متفاوت هستند. اگر نوشتار شما برای ارایه به مقالات و ژورنالهای علمی تهیه شده، کاملا داستان متفاوتی را تجربه خواهید کرد در مقایسه با زمانی که به نا مه ای از طرف شریک تجاری تان در چین پاسخ میدهید.

پس همیشه بسیار مهم است که بدانید برای چه هدف و سطحی میخواهید زبان انگلیسی را بیاموزید. هدفتان گرفتن حدنصاب نمره آیلتس یا تافل برای اخذ پذیرش تحصیلی است یا بعنوان محقق میخواهید سواد و دانش کافی برای نوشتن یا ترجمه مقالاتتان داشته باشید؟ سطح مکالمات شما روتین و روزمره هستند یا با افراد نیتیو بعنوان همکار و شریک تجاری در ارتباط هستید. شما بعنوان فروشنده یا واسطه املاک و مستغلات قرار است مشغول به فعالیت شوید یا جملات روزمره تان در خصوص ساخت و نصب انواع در و پنجره است؟ با شناختی که از خود دارید و با اندازه گیری سطح توقعاتتان از آنچه که میبایست در زمان معین به آن برسید، میتوانید به براورد دقیق تری از اینکه کدام یک از دوره های زبان برای شما منسبترند برسید.

فاکتور زمان را بعنوان یک عامل تعیین کننده فراموش نکنید. زمانی که صرف خواندن و یادگیری زبان انگلیسی میکنید درواقع قسمتی از هزینه های شماست که از دستتان میرود. شخصا معتقدم که زمان مهمترین انواع هزینه  است. زبان آموزانی که به من رجوع میکنند، برای هر کدام از انواع دوره های خاص زبان، چنانچه مطرح کنند که علاقمندند تا دوره آموزشی شان در مدت زمان مشخص و کوتاهی پایان یابد، آنها را به شرکت در کلاسهای فشرده و خصوصی توصیه میکنم. در این کلاسها تمام زمان کلاس بر روی یک یا دو نفر متمرکز است و مراحل تدریس با توجه به نیاز، توانایی و اشکالات زبان آموز پیش میرود. در مقایسه با کلاسهای گروهی، این امکان را داریم تا در دوره های خصوصی آموزش زبان زمان بیشتری را صرف تمرین یک موضوع خاص بکنیم تا مساله برای متقاضی بخوبی برطرف شود.

گرامر انگلیسی نیز بعنوان سنگ اساس و زیربنا تمام ساختار زبان انگلیسی شما کاربرد دارد. جهت کسب اطلاعات بیشتر از نحوه خواندن و گرامر انگلیسی اینجا کلیک کنید

 

برای تماس با من، طرح نظرات و پیشنهادات و هماهنگی جهت شروع دوره زبانتان اینجا کلیک کنید

 

 






طراحی سایت و سئو توسط ضابط