کلاس، محلی برای تمرین آموخته هاست

اگر از طریق مراجعه به رسانه ها و شبکه های اجتماعی میتوان زبان دومی را فراگرفت، پس فایده رفتن به کلاسهای درسی آموزشی چیست؟ کلاس چه جایگاهی در فرایند یادگیری زبان دارد؟ تعریف یک کلاس درسی مفید و هدفمند چیست؟ اینها سوالاتی هستند که شما باید با انجام کمی تحقیق و مطالعه علمی، پاسخ آنها را بیابید. من در این یادداشت سعی کردم تا چکیده آنچه را که بصورت علمی تحصیل و تجربه کرده ام را با شما درمیان بگذارم، اما همچنان به شما توصیه میکنم که خودتان نیز کمی مطالعه و تحقیقاتی بکنید که مبنا و پایه علمی و منطقی داشته باشد.

 

 

اهمیت کلاس و استاد در مراحل مختلف یادگیری زبان

یادگیری زبان شبیه بدست آوردن یک توانایی خارق العاده می باشد. در واقع یک مهارت کاملاً کاربردی می آموزید که به شما اجازه میدهد که به دنیایی کاملاً‌ جدید پل بزنید و در تمام عرصه های جمعیتی کره زمین به تفحص و برقراری ارتباط بپردازید. یادگیری زبان انگلیسی را از جنبه های متعددی، مفید خواهید یافت و مزایای شغلی، روانشناسی، تحصیلی و اجتماعی زیادی را برایتان به ارمغان خواهد آورد.


در واقع کسب هر نوی مهارت جدید فرایندی است که منجر به تغییردر زاویه دید و تحول در زندگی شما خواهد شد برای اینکه بتوانید رشد کنید و خود را با شرایطی بهتر هماهنگ سازید. هنگامیکه این سفر را آغاز می کنید، مراحل و ایستگاههای مختلفی وجود دارند که باید به آنها برسید. چه زبان جدید را در سرزمین مادریتان فرا بگیرید و یا اینکه در یک کشور خارجی شروع به یادگیری آن بکنید حسی را تجربه خواهید کرد که شبیه فرود آمدن در یک سیاره جدید است.


من در این یادداشت سعی دارم تا با یک  تحقیق و ترجمه علمی به بررسی نقش کلاس و معلم و لزوم شرکت در کلاسهای زبان مناسب در هر مرحله از یادگیری زبان بپردازم. در بهترین و استاندارد ترین وضعیت فراگیری زبان جدید، از مرحله بسیار ابتدایی تا روانی Fluency و فصاحت به ترتیب زیر خواهند بود:

 


۱- مرحله Pre-Production یا بسیار مبتدی


در این مرحله دانش آموزان معمولاً‌ ساکت هستند در حالیکه به کلمات جدید گوش می سپارند و سعی می کنند تا فهمی جدید از زبان جدید بدست آورند.
هر کسی باید از جایی شروع بکند – و اینجا همان نقطه فراموش شدگی محض و صفر مطلق برای شروع یادگیری زبان است. شما هیچ استفاده ای از این زبان جدید ندارید و در بهترین حالت ممکن است که تعداد اندکی کلمه برای سلام و احوالپرسی یا اینجا و آنجا گفتن بدانید،‌ اما در حقیقت هیچ ایده ای نسبت به جریان و ساختار اصلی جمله در ذهنتان وجود ندارد.
مثلاً‌ کسی که هیچ تصوری از زبان ژاپنی نداشته و قرار است یک هفته را آنجا بگذراند، کاملاً‌ به لحاظ ارتباط کلامی، دچار سرگشتگی میشود. در بهترین حالت می تواند یک ظرف غذا یا یک لیوان نوشیدنی سفارش دهد اما استفاده از زبان ژاپنی همچنان برای او کاملاً‌ نا ممکن است.
این موضوع اتفاق خوبی می تواند باشد! چرا که اولاً‌؛ برای یادگیری زبان جدید، در معرض آن قرار گرفتن یک مرحله غیر قابل اجتناب است، ثانیاً؛ اینکه خود را در این مرحله و شرایط قرار دهید می تواند زیباییهای خاص خود را داشته باشد. به محض اینکه شروع به مطالعه و یادگیری زبانهای جدید می کنید و عادت می کنید چیزهایی را از این زبانها بفهمید و ارتباطاتی را از طریق آنچه که یاد گرفته اید برقرار کنید، این معلومات بدست آمده از محیط و کلاس هستند که اندک اندک در ذهنتان نقش بسته و کاربردی خواهند شد. شما در این مرحله احساس می کنید که احتمالاً یک موجود فرا زمینی هستید و در سیاره ای جدید پا گذاشته اید و نمیتوانید تا ابد برای برقرار کردن ارتباط با افراد مقیم در این سیاره از اشاره کردن و نقش بازی کردن استفاده کنید. داشتن چنین حسی می تواند به نوعی شیرین و هیجان انگیز باشد، چرا که شما اراده کرده اید با آنها صحبت کنید و با یک روش استاندارد و منطقی، ارتباطاتتان را با ایشان برقرار نمائید.
در این مرحله به شما توصیه می شود که دوره ها و کلاسهای زبان خود را جدی بگیرید تا بتوانید برای پا گذاشتن به سطوح بالاتر گامی محکم، اساسی و برگشت ناپذیر بردارید. در این مرحله شما عمیقاً با کتب گرامر و دستورات زبان دست به گریبان هستید و اگر آنها را جدی نگیرید برای سالها اشتباهات یکسان و همانندی را تکرار خواهید کرد؛ چرا که ساختار پایه و قواعد اصولی و پرکاربرد زبان جدید را به خوبی فرا نگرفته اید.
دومین کار ارزنده ای که در این مرحله می توانید انجام دهید این است که به دقت به متکلمان بومی یا افراد نیتیو آن زبان گوش فرا دهید. اساتید با تجربه در انتخاب تمرینات مناسب و و ارائه اصولی آنها نقش بسزائی دارند. آنها بخوبی میدانند که چطور شما را در معرض کلمات و ساختارهای گرامری که متناسب باسطحتان باشد، قرار دهند. تلاش کنید تا تمام تمرکزتان بر روی کلمات و اصواتی باشد که بیشتر آنها را می شنوید، می توانید معنی آن کلمات را جستجو کنید و آنچه را که می شنوید روی کاغذ بیاورید. تا میتوانید یادداشت بردارید و نکات مفید ارایه شده در کلاس را در دفترتان ثبت و حسابی مرور کنید. آرام آرام می توانید قطعات اولیه سخن گفتن به زبان جدید را کنار هم بچینید.
روی عبارتها تمرکز کنید بخصوص آنهایی که در زندگی روزمره تان کاربرد دارند. عبارتهایی را که خیلی دوست دارید بدانید و حدس میزنید آنها بیشتر در زندگی روزمره تان بیستر استفاده خواهید کرد را یادداشت کنید و از آنها برای مکالمه با استادتان استفاده نمایید. چنانچه در بیان و یا کاربردشان اشکالی داشته باشید قطعاً اساتیدتان شما را اصلاح می کنند یا عبارات جایگزین مناسبتر را به شما می آموزند. تمرکز روی مسائل روزمره کاری و خانوادگی یا مطالب علمی و هنری که احیانا بیشتر مورد علاقه تان هستند، میتواند برایتان بسیار دلگرم کننده باشد؛ چرا که آنها را بلافاصله در زندگی روزمره استفاده می کنید و بازخورد یا feedback  خوبی را در این خصوص دریافت خواهید کرد.

 


۲- مرحله تولید محتوای اولیهEarly Production و شبیه کودکان سخن گفتن Baby Talk


حالا زبان آموزان شروع به تلفظ کلمات جدید می کنند و تقریباً در حدود ۱۰۰۰ کلمه را با معانیشان می دانند. در این مرحله آنها همچنین می توانند جملات و عبارات کوتاه را با برخی از کلمات جدید بیان کنند.
کسی را تصور کنید که یک دوره ۲ ماهه را برای یادگیری زبان آلمانی انتخاب کرده، او در فاز Early Production قرار دارد و حالا او میتواند خوشحال باشد که توانسته برای اولین بار در یک مکالمه کوتاه تلفنی پیگیری چیزی را که به صورت آنلاین خریده انجام دهد. کلماتی که او در این مکالمه تلفنی بکار برده تقریباً شبیه این خواهند بود: سلام، صبح بخیر. بسته اینجا نیست. کی بسته به اینجا میرسد؟ شنبه صبح یا یکشنبه بعد از ظهر خوب است، مرسی یا با تشکر از شما.
این همان چیزی است که ما می توانیم آنها را جملات اولیه کودکان Baby Talk در یادگیری ساختارها و کلمات زبان بنامیم. در این مرحله شما می آموزید که کلمات را کنار هم قرار دهید ولی همچنان ساختارهای گرامریتان بسیار ابتدایی است. تازه دارید چیزهایی را می آموزید و مردم سیاره ای که به آن پا گذاشته اید، اخیراً شروع به فهمیدن جملات شما کرده اند.
این مرحله ایست که کاملاً با مزه  fun و سرگرم کننده خواهد بود و شما احساس می کنید که در یک نقطه خیلی خوبی قرار گرفته اید؛ افراد محلی خوشحال هستند که می بینند شما چگونه تلاش می کنید و از ساختن ابتدایی ترین جملات لذت می برید. شما در این مرحله استرس داشتن ارتباطات کلامی بدون نقص را ندارید چرا که کسی عملاً از شما توقع ندارد که جملات را صحیح بگویید. از این مرحله حداکثر استفاده را شبیه کودکی که تازه زبان بازکرده بکنید. هرچه دلتان میخواهد اشتباه کنید چون اساتیدتان از اینکه اشتباهاتتان را تصحیح و شما را خوشحال کنند لذت میبرند.
زبانتان را تکان دهید دقیقاً شبیه آن کاری را که کودکان می کنند تا چرخشهای زبان در دهانتان یا آنچه که ذهنتان دستور میدهد هماهنگ شود. به این نوع تمرینات Tongue Twist میگویند و معلمهای شما با درنظر گرفتن سطح زبانتان، قطعا Tongue Twisterهای مناسب را به عنوان تمرین به شما ارائه میکند. از آنچه که می دانید استفاده بکنید حتی اگر درست نباشد، حتی اگر دو کلمه از جمله ۱۲ کلمه ای را درست بگویید. کسانی که در مراحل ابتدایی یادگیری زبان عربی بوده اند ابتدا در همین حدود یعنی دو کلمه از ۱۲ کلمه یک جمله ساده را درست می گفتند اما با تکرار و تمرین منظم در کلاس توانستند با کمک اساتیدشان به مراحلی برسند که هر ۱۲ کلمه یک جمله را به در زبان عربی به درستی بیان کنند.
در این مرحله اساتید می توانند بدرستی دریابند که شما کدام کلمات یا ساختارها را نمی دانید و با ارایه تمرینات به موقع و اصلاح جملاتتان، شما را یاری خواهند کرد تا آرام آرام به کاربرد صحیح جملات کوتاه عادت کنید.

 


۳- مرحله مکالمات ساده و روان Comfortable Conversation و ظهور Speech Emergence جملات


دامنه لغات شما روز به روز گسترده تر می شود و زبان آموزان تا پایان این مرحله حدوداً ۳۰۰۰ کلمه را می دانند. آنها شروع به گفتن جملات و عبارات طولانی تر می کنند و جملات منفی و یا پرسشی می سازند که طولانی تر بوده و حتی کمپلکس Complex هستند. بعلاوه تا پایان این مرحله آنها خواهند توانست راحت تر بخوانند و حنی انشاء های ساده را بنویسند.
به شما تبریک می گوییم، شما به نقطه ای رسیدید که می توانید یک مکالمه منطقی و معقول به زبان جدید داشته باشید. انواع مختلفی از جملات، ساختارهای گرامری و مجموعه ای گسترده ای از لغات را که کافی باشد به خوبی می دانید تا اکثر مکالمات روزمره تان را براحتی انجام دهید. شما می توانید راجع به این صحبت کنید که اوضاع کلاسها چگونه پیش می روند، راجع به شهر محل زندگیتان نظر بدهید و بگویید که دیشب چه کارهایی کرده اید. می توانید غذا سفارش بدهید و با برخی از افراد نیتیو Native به مکالمه بنشینید، اما همچنان برای عمق بخشیدن به آن موضوعات و مکالمه راجع به برخی موضوعات ضروری اما کم کاربردتر، دردسر و مشکلاتی خواهید داشت. اگرچه می توانید راجع به انواع موضوعات صحبت را آغاز بکنید، اما چنانچه بحثتان (با یک فرد نیتیو Native یا کسیکه که وضعیتش زبانش خوب است) کمی طولانی شود، به مشکلات عدیده ای بر خواهید خورد و لهجه و تلفظتان Accent تقریباً برای شنونده  Native بومی مبهم است.

مخاطبانتان که مسلط به زبان یا Native هستند، به شما فرصت می دهند تا زمانی را صرف بکنید تا بلکه معنی کلمات و اصطلاحاتی را که می خواهید بگویید به یاد آورید. آنها به راحتی متوجه می شوند که شما برای بیان برخی از جملات همچنان دچار مشکل هستید، اما به خاطر داشته باشید که شما بهتر است در این مرحله بیان کنید که قدردان فرصتی هستید که به شما میدهند تا فکر کنید و جملاتتان را بسازید و همچنین تمرینی برای کاربرد زبان جدید داشته باشید.
در این مرحله بیشتر اساتید در کلاس نقش هم-صحبت Partner شما را در مکالمات بازی می کنند و بیشتر درگیر مکالمات عمیق تر با استادتان هستید. آنها شرایط و موضوعات گفتگو را به گونه ای شبیه سازی میکنند که گفتگوهایتان نسبت به قبل، عمیق تر و چالش برانگیزتر باشد. دیدن تلویزیون و فیلم ها در این مرحله می تواند تاثیر سازنده ای داشته باشد؛ حتما هر هفته زمان مشخصی را به این کار اختصاص بدهید. از طریق دیدن تلویزیون و برنامه های از این قبیل شما علاوه بر تقویت زبان، می توانید اطلاعاتی راجع به فرهنگ و آداب و رسوم مردمی که به آن زبان صحبت میکنند، نیز کسب بکنید.
در این مرحله تا می توانید وبلاگ، وبسایت و کتاب بخوانید. خواندن و مطالعه متفرقه به همان اندازه که تلویزیون تماشا می کنید و با استاتید تان مکالمه دارید برایتان مفید خواهد بود. برای مطالعه دنبال منابعی باشید که توسط افراد نیتیو Native نوشته شده اند. صبور باشید و استفاده زیادی از دیکشنری انجام دهید. سعی کنید آنچه را که در فیلم دیده یا شنیده اید را با استادتان مرور کنید. برخی کلمات علیرغم داشتن معانی یکسان، کاربرد یا Collocations هم-آیندهای متفاوتی دارند. این موضوع در مورد اصطلاحات و عبارات محاوره ای نیز صدق میکند.
معمولاً در انتهای این مرحله، اساتید به شما شرکت در آزمونها را توصیه می کنند. هیچ چیز بهتر از نشستن در جلسه امتحان و محک جدی خوردن نیست! برای کسانی که دوره زبان چینی دارند آزمونهایی مثل HSK، در انگلیسی آیلتس IELTS و تافل TOEFL و برای کسانی که قصد یادگیری زبان فرانسه دارند آزمونهایی مثل DELF و DALF می توانند بعنوان مثالهای خوب و استاندارد مطرح شوند.
کلاسها و دوره های زبانتان را دراین مرحله بهیچ عنوان رها نکنید! چرا که رها کردن کلاسها و دوره ها در این مرحله باعث میشود شما به فاز دوم برگردید و از پا گذاشتن به فاز چهارم باز خواهید ماند.

 


۴- مرحله عبور از سطح متوسط و رسیدن به تکامل و فلونسیIntermediate Fluency to Final Fluent در زبان


در این مرحله، زبان آموزان شروع به ارایه پاسخ مناسب در بحث ها به زبان جدید می کنند. تا پایان این دوره شما بالغ بر ۹۰۰۰ کلمه می دانید و به معانیشان اشراف دارید و همانطور که در مکالمه پیشرفت می کنید خواندن و نوشتنتان نیز روز به روز بهبود می یابد. اینکه چه چیزی باعث تمایز یک متکلم مسلط به زبان Upper Intermediate و یک فرد که در سطح پیشرفته Advance to Fluency به آن زبان صحبت می کند میشود، نقطه تمایز و مرز مشخصی ندارد؛ اما به طور خلاصه می توان گفت که: متکلم مسلط به زبان یا Fluent قادر است بدون ترس و واهمه از اینکه جملاتش ممکن است غلط باشند، آنها را به همان گونه ای بیان کند که قصد گفتنشان را در دل دارد. ضمناً از کلمات واصطلاحات به درستی بهره میگیرد و نیز مخاطب Native نیتیوش، موقع مکالمه با او احساس نمی کند که نیاز دارد آرام تر و شمرده تر از مواقع معمول صحبت بکند. متکلم مسلط به زبان Fluent، اصوات و تلفظ ها را اکثراً شبیه افراد Native نیتیو بیان میکند و هرچه بیشتر تحت نظارت اساتید خوب و حرفه ای باشد، دامنه اطلاعاتش روز به روز نزدیک تر به افراد بومی Native خواهد بود. در این مرحله او میتواند براحتی با کسی قرار بگذارد و یا یک دوره تحصیلی غیر از زبان را که بسیار هم چالش برانگیز است بدون دردسر کلامی پشت سر بگذارد. از دیدن فیلم ها لذت میبرد و تقریباً نیازی به دیدن فیلم با زیرنویسSubtitle ندارد. در این مرحله معمولاً می توان گفت که --بر اساس تحقیقاتی که روی کسانی که زبان مندرینMandarin یاد گرفته اند-- بعد از حدود ۵ سال و با دانستن حدود ۱۵۰۰۰ کلمه به این فاز رسیده اند. در این مرحله تنها چالشی که احتمالاً با آن دست به گریبان خواهید بود ندانستن برخی لغات است که موقع مطالع روزنامه یا کتاب به آنها بر می خورید و یا تلفظتان برای برخی کلمات ممکن است با افراد بومی Native تفاوت معنی داری داشته باشد. اما علیرغم تمام این مشکلات معدود، شما به اهداف زبانیتان رسیده اید؛ چرا که هدف اصلی از یادگیری زبان: ۱- ارتباط برقرار کردن و فهمیده شدن، ۲- درک فرهنگ جدید بوده و نهایتا ۳- در محیط متکلم به آن زبان بتوانید براحتی حرکت، کار و تحصیل کرده و بدون چالش زبانی پیشرفت بکنید. اگر بر همه مراحل فوق غلبه کرده اید باید به شما تبریک بگوییم؛ شما به آنچه می خواستید رسیده اید!

علیرغم آنچه که گفته شد چند نکته را به شما در این مرحله یاد آوری میکنیم:
بهتر است در این مرحله خود را به زبان جدید پرتاب بکنید به طوریکه برای ۹۰ روز تمام مکالمات روزمره اتان را به این زبان انجام دهید بدون اینکه از دیکشنری یا زبان مادریتان استفاده بکنید .
با استاتیدتان در کلاس به بحث هایی که علاقه دارید بپردازید و معلومات خودتان را به چالش بکشید، آنها مراقب شما هستند و اگر نیاز به یادآوری یا آموزش نکته ای باشد قطعاً این کار را انجام خواهند داد. داشتن کلاس خصوصی در این مرحله بسیار گره گشا می باشد چراکه با توجه به زمان و هزینه ای که مصرف می کنید بیشترین بهره را خواهید برد و از لحاظ زمان، آنچه را که در این مرحله در کلاس خصوصی یاد می گیرید قابل قیاس با آنچه که قرار است در جامعه بیاموزید نخواهد بود. روی بهبود اکسنتتان Accent تمرکز کنید چرا که همچنان اکسنت Accent شما برای افراد نیتیو Native کمی شبیه خارجی ها خواهد بود. برای اینکار، علاوه بر اینکه از تمارین کلاس خود بهره میگیرید سعی کنید بیشتر در تماس با افراد نیتیو Native باشید.
تا می توانید یادداشتها و خاطرات روزانه تان را به زبان جدید بنویسید؛ بسیاری از نقاط ضعف خود را به این روش شناسایی خواهید کرد. اگر برایتان مقدور باشد می توانید یادداشت هایتان را در اختیار اساتیدتان قرار دهید تا ایرادات احتمالیتان را برطرف کنند و پیشنهادات سازنده ای به شما ارایه نمایند که برایتان کاملاً مفید و کاربردی خواهد بود. هرگز از یاد نبرید که زمانی که صرف میکنید تا هر یک از مهارت های ۴ گانه تان (نوشتار، خوانش، گفتار و شنیدار) را تقویت کنید در واقع به ارتقاع سطح ۳ مهارت دیگر نیز خواهد انجامید. و کلام آخر اینکه هرگز اجازه ندهید نفستان بر شما غلبه کرده و علیرغم اینکه میدانید نکات ضروری زیادی برای یادگرفتن وجود دارند، دست از تلاش برای تکامل زبان خود بردارید.

 


موضوعات مرتبط با این یادداشت:

استاد بومی Native بهتر است یا Non-Native استاد همزبان خودتان؟

گرامر انگلیسی بصورت ساده و مختصر

کلمات Collocation یا هم-آیند کدامند؟

مراحل رسیدن به سطح پیشرفته و طبقه بندی کلاسیک

راحت و رایگان با ما در تماس باشید

ثبت نام و شهریه کلاسها


سخن اخر:
از طریق این وبسایت و یا سایر شبکه های اجتماعی میتوانید مهارتها و تاکتیکهایی را در خصوص زبان و ادبیات انگلیسی بیاموزید و آنها را در جهت منسجم ساختن ساختار زبان انگلیسی بعنوان زبان دوم استفاده کنید، بااینحال موکدا به شما کاربران محترم توصیه میکنیم که شرکت در کلاسهای آموزشی زیر نظر اساتید حرفه ای، کارآزموده و باتجربه، بهترین و موثرترین روش برای انجام تمرینات هدفمند با هدف برطرف کردن نقاط ضعف و اشکالات شما و نیز تسریع روند کاربرد آموخته هایتان میباشد.

شاد و موفق باشید.

مرتضی طاهری


©مطالب مندرج در این وبسایت با زحمت و صرف زمان و تجربه فراوان گردآوری، تالیف یا ترجمه شده اند. هرگونه کپی برداری و تکثیر از آن بهر نحوی از انحأ، با هر هدف و در هرکجای جهان، پیگیرد حقوقی و قضائی خواهد داشت.

 

 


 

 






طراحی سایت و سئو توسط ضابط