حروف اضافه در زبان انگلیسی

یکی از مهمترین موضوعاتی که برای تقویت سطح زبان خود باید به آن توجه کنید ساختارهای جملاتی است که بهتر است شبیه افراد نیتیو Native ترتیب رایج و مرسوم جمله را رعایت کرده و ضمنا تلفظ و آواز کلامتان نیز از همان ریتم متکلمان به زبان انگلیسی تبعیت کند. در این میان موضوع حروف اضافه Prepositions از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دانستن اینکه چرا من سعی میکنم بر اهمیت آگاهی و کاربرد صحیح حروف اضافه تاکید کنم، میتواند برایتان جالب و حتی گره گشا باشد.

بیایید ابتدا به تعریف حروف اضافه preposition نگاهی بیاندازیم: اگر بطور کلی در یکی از موتور های جستجو یا دیکشنری های معتبر، معنی حرف اضافه یا همان Preposition را کنکاش کنید، به شما این تعریف یا چیزی شبیه آن را ارائه خواهند کرد: در گرامر انگلیسی کلمه ای را که بعد از برخی افعال خاص ، یا قبل از اسم، جمله اسمیه و یا ضمیر میاید را حرف اضافه گویند. البته برای اینکه معنی و کاربرد حرف اضافه Preposition را با Particle از هم تشخیص دهید میبایست به شما توضیح دهم که Particleها عموما همان کلماتی که بعنوان حروف اضافه میشناسیم هستند با این تفاوت که کاربردشان در تغییر معانی افعالی است که بدانها Phrasal Verbs میگوییم و چنانچه بهمراه اسامی مطرح شوند Phrasal Noun و همینطور میتوانند Phrasal Adjectiveها را نیز بسازند.  قصد ندارم در این یادداشت به تعریف، بررسی و ذکر مثالهایی برای متمایز کردن حروف اضافه از Phrasalها بپردازم، اما آنچه که میخواهم اینجا خدمتتان عرض کنم اینست که بسیاری از حروف اضافه که با افعال خاصی در ادبیات فارسی استفاده میشوند، موقع ترجمه و گویش به زبان انگلیسی، تغییر میکنند. این نوع تغییر را نمیتوانید در هیچ کتاب آموزش زبانی که در موسسات دنیا برای تدریس و منبع آموزش استفاده میشود بیابید چراکه اصولا هیچ کدام آنها مختص آموزش زبان انگلیسی به فارسی زبانان تهیه و تنظیم و ویراستاری نشده اند. اما در عین حال، اشراف به چنین موضوعی میتواند در ارتقا دانش زبان شما چنان تغییرات شگرفی ایجاد کند که قطعا از نتیجه بدست آمده احساس رضایت خواهید کرد. گردآوری چنین مجموعه ای حاصل دقت، حوصله و علاقمندی زیادی است که به زبان آموزان گرامی داریم و امیدواریم از مطالعه و کاربرد آنچه که اینجا میاموزید لذت و بهره لازم را ببرید.

 

** وبسایت ROXANA-OLC در حالت Responsive و قابل روئیت روی انواع گوش های هوشمند تنظیم شده است. با این حال، بخاطر حجم مطالب مندرج در این جدول و از آنجاییکه میخواستیم افعال مربوطه بهمراه ترجمه فارسی و حروف اضافه شان دری یک ردیف قرار گیرند، چنانچه جدول مربوطه را در صفحه گوشی خود بطور ناموزون مشاهده میکنید، لطفا گوشی خودتان را نود درجه بچرخانید تا بتوانید جدول زیر را منظم مشاهده فرمایید.

هر کجا که tobe میبینید، میبایست بسته به زمان و فاعل جمله ای که بیان میکنید، یکی از افعال to be را جایگزین کنید. افعال to be شامل:

am, is, are, was, were و نیز خود فعل be هستند. جهت آشنائی بیشتر با این موضوع میتوانید به صفحه {گرامر انگلیسی بصورت ساده و مختصر} رجوع فرمائید.

با تشکر

 

correspond  with مکاتبه داشتن با
correspond  to ارتباط داشتن و شبیه بودن با
take advantage of استفاده کردن از مزیت
put signature over امضا کردن
blow whistle سوت کشیدن
tobe prone to مستعد چیزی بودن, تمایل داشتن به ...
resent toward متنفر بودن نسبت به ...، تنفر داشتن از ...
feel embittered toward احساس بدی داشتن نسبت به ...
tobe paraphrased in تعبير/تفسير شدن باينكه...، برداشت کردن بعنوان...
go with لباس و غیره به کسی یاچیزی آمدن
at the brink of در آستانه... , لب...
on the verge of در آستانه... , لب...
tobe conversant  with آگاه / آشنا / بصیر/ مطلع بودن نسبت به....
refrain from خودداری کردن از...
 tobe obsessed with دل مشغول .... شدن, دل نگران ... شدن
departure for رهسپار... شدن, عازم ... شدن
bale (countable noun) of مقدار یا تعداد بسته های زیادی از...
   -- verb---bail out بیرون ریختن آب از کشتی, کمک کردن به کسی در شرایط بحرانی, وثیقه گذاشتن برای آزادی کسی
differ from فرق داشتن یا متفاوت بودن از...
plug up بستن در چیزی, مسدود کردن
have/has faith in  (sb) ایمان یا باور داشتن به (کسی)
fade  out مردن, مستهلک شدن
tobe excited with خیلی مهیج/هیجانی بودن درباره...
make enquiries about استفسار کردن در مورد...، پرس و جو کردن در مورد...
enquire  about جویاشدن (درمورد)
tobe a strict person in آدم سخت گیر/سرسختی بودن درمورد ...
book on کتاب، در مورد...
contemplate on تفکر یا تعمق کردن در باره...
write a dissertation on نوشتن پایان نامه/رساله/تز در مورد
on 14-Apr-12 در تاریخ...
at  sunrise درهنگام طلوع آفتاب
aspire to آرزومند و امیدوار بودن برای...، مشتاق بودن برای...
get a raise in افزایش یا ارتقا داشتن در...
phrasal verb with particle -- patch up تعمیرکردن، وصله کردن, پایان دادن به نزاع و ..., به توافق رسیدن, به نتیجه رسیدن
walk  out پیاده روی کردن، بیرون از خانه زدن
stumble toward لغزیدن و یا سکندری خوردن بطرف ...
dissertation on نوشتن پایان نامه/رساله/تز در مورد
at  22 pounds با وزن 22 پوند
conducive to منجر شونده به ... , موجب شونده به...
gain prominence through(sth) شهرت یا آوازه بدست آوردن از راه ...
marvel(verb) at حال کردن با..., لذت بردن از...(چیزی)
marvel(noun) of لذت, حال, کیف
interfere in دخالت کردن در...
(sth) interferes with دردسر یا مزاحمت داشتن برای...، تناثض داشتن یا نامناسب بودن برای...
degenerate into رو به انحطاط گذاردن یا فاسد شدن و تبدیل شدن به...
find fault with(sb) تقصیر را گردن (کسی) انداختن
cavil* at خرده گرفتن از...، مته به خشخاش گذاشتن(در مورد کسی)
--verb and particle---break up بهم زدن
flare--verb and particle up یکمرتبه دوباره آغاز شدن، یکهو عصبانی شدن
communicate with مکاتبه و مراوده داشتن(با)
useful to مفید برای...
engage with/in/to منسوب کردن به...، مشغول کردن به...
in 1980s در دهه .....
have/has good chance on خوش شانسی آوردن درباره، خوش شانس بودن درمورد...
get greedy/ kill/ cold/ … آزمند یا حریص شدن/ کشته شدن/ سرما خوردن/...
behave toward رفتار کردن با...
face/encounter to / - مواجه شدن با...
tobe great at قوی و متبحر بودن در مورد....
have/has qualm about بیم و تردید داشتن درمورد...، عار دانستن ...
ascribe to بوجود آمدن از...، مربوط و منتسب است به...
mingle with (بو و صدا و ...)آمیخته شدن با...، در هم آمیختن با...
tobe imbued with آغشتن یا ادغام شدن با...
abide by تبعیت و فرمانبرداری کردن از...
tobe dejected by مایوس و ناامید شدن از...(رفتاری یا عملکردی)
verdict on رای و نظر در مورد...
connive with مسامحه کردن با...
subordinate to تابع، مطيع، مادون، زيردست قراردادن، مطيع كردن
sb (have/has) qualm  about داشتن تهوع، ترديد و يا ناخوشي شديد راجع به...
polls suggest that آرا نشان میدهند که ...، آرا نشان میدهند که...
turning point  in نقطه عطف در.........
on the police force در نیروهای پلیس
glance at برانداز کردن و نگاه مختصری انداختن به...
tobe rich* in غنی بودن در...
change* in تغییر در...
involve in درگیر کردن یا بکار گرفتن در...
bestow on/upon بخشیدن، عطا کردن به ...
turn in a plea to/for درخواست کردن از...، درخواست کردن برای...
(to be) weary of خسته بودن از....
(to be) wary of محتاط بودن نسبت به...
receive a wound  in زخمی شدن در...
(to be) delinquent in مقصر یا متخلف بودن در مورد...
(to be) droped from حذف شدن از...
reach/make decision on تصمیم گرفتن در مورد...
(to be)mistaken for اشتباه گرفته شدن با...، جابجا گرفته شدن بجای...
(have/has) interest in علاقمند داشتن به ...، علاقمند بودن به...
take the  Offer/challenge پیشنهاد/چالشی را پذیرفتن
result in منجر شدن به...، منتهی شدن به...
data on اطلاعات راجع به...
catch up* on وقت گذاشتن برای...، رسیدگی کردن به...
(to be) of the same opinion  with هم عقیده بودن با...
on the way home/shop/work/… سر راه خانه/فروشگاه/کار/...
(to be) interested  in علاقمند بودن به ...
(to be) good at  خوب بودن در مورد...
on the phone با تلفن
(to be) to رفتن به....
on my own تنها و بدون اتکا به دیگران
of  my own از خود داشتن
at the speed of با سرعت...
(demand/have/has) a rise in افزایش یا ارتقا در...
persist in اصرار داشتن و پافشاری کردن...
mourn at/over سوگواری کردن برای...
exempt from معاف کردن، مستثنی کردن از ...
detour take میان بر زدن، راه فرعی را انتخاب کردن
deprive of محروم کردن از ...
prosper in موفقیت کسب کردن در...
heir to وارث... ،میراث بر برای ...
arrive in/at رسیدن به....
under duress تحت فشار(ارعاب)
(have/has) confidence in اطمینان داشتن به...
vulnerable in آسیب پذیر بودن (در)
be cautious with احتیاط کردن در مورد....، مراقب بودن در ارتبای با.....
break out  in منجر شدن به...
approve of موافقت کردن با...
endear to عزیز و معزز کردن برای
tobe garateful to قدر دان ... بودن، سپاسگزار بودن از ...
complain of شکایت کردن(از)
intolerant  of بی گذشت و متعصب بودن (در مورد)
damage to آسیب (برای)
concur with موافقت کردن( با)...
acquainted with آشنا(با)
cope with برآمدن از عهده...
dearth of کمبود
dismissal of اخراج، برکناری (از)
convenient  to نزدیک بودن (به)
rest upon بر مبنای ..... بودن
sanguine* about مطمئن و خوشبین بودن (درمورد)...
the way home/work/school etc. on  در مسیر....
explain at در وصف...
mourn at/over سوگواری کردن برای
embark  on سوار شدن(کشتی)، آغاز کردن....
unaccustomed to بیگانه و یا نامانوس با....
appeal to درخواست کردن از...
result in منجر شدن به...
subject to منجر شدن به…، موضوع .... قراردادن
start at شروع میشوند از...
post for پست کردن برای...
ensure of آطمینان حاصل کردن از اینکه ...
suit for مناسب بودن برای...
navigate through(sth) رسیدگی کامل و دقیق کردن به...
information take from اطلاعات گرفتن از ...
provide sb with تهیه و تدارک دیدن... برای کسی
issue sb with صادر کردن یا ارائه دادن ... برای کسی
train in آموزش دادن در (زمینه) ...
being pragmatic at واقع بین و یا عملگرا بودن درمورد...
get down to sth مشغول شدن به ...، رسیدگی کردن به...
tobe included  in وجود دارد در ...، موجود است در...
reminiscent of خاطره...، یادبود...
tobe keen on باهوش و پراستعداد بودن در مورد...
give a lecture on سخنرانی کردن در مورد...
narrow sth down to کم کردن چیزی یا انتخابی باندازه ...
comparison on مقایسه در مورد...
kick in ظاهر شدن ، مشارکت کردن 
indulge in کیف کردن از...، 
vote for رای دادن به...
alert to زنهار یا هشدار دادن به ...
visit to ملاقات با ...
eventuate in منتج شدن به...، منتهی گردیدن به...
free set آزاد کردن
persevere in اصرار یا استقامت داشتن بر...
indegenous to بومی بودن برای...
plead with درخواست کردن از ...
delude(sb) about فریب دادن یا اغفال کردن کسی در ارتباط با ...
prelude t0 پیش درآمد...، مقدمه...
harbinger  of پیش درآمد...، مقدمه...
feel contemptuous  of احساس بیزاری کردن از ...
make entreaty to التماس و استدعا کردن به ...
originate in/from نشات گرفتن از ...
gist of جان کلام...، ملخص مطلب...
in conflict with تعارض داشتن با ...
seek advice from کمک یا پند گرفتن از ...
answer sheet onto به پاسخنامه
fear of ترس، وحشت از ...
wary of محتاط بودن نسبت به...
linger on باقی ماندن، دوام آوردن
defiant of پرخاشگر و متخاصم نسبت به...
advice on پند و نصیحت راجع به...
retiring  to ازلت نشینی در...، گوشه نشینی در...
demur at مخالفت کردن با ...
metamorphosis from..sth.. to ..sth.. دگرگونی یا دگردیسی از... به ...
complete indiffrence toward بی تفاوتی کامل نسبت به ...
through apple polishing از طریق خودشیرینی/پاچه خواری
there is a mistake in مشکلی وجود دارد در ...
there is a problem with مشکلی وجود دارد در ...
tobe successful  with(someone) موفق بودن بنظر
make progress with پیشرفت کردن در ...
work on کار یا تحقیق کردن روی/راجع به ...
do an excellent job  on(sth) حسابی راجع به چیزی گل کاشتن
put a lot of time into(sth) برای چیزی حسابی وقت گذاشتن/صرف کردن
masquerade as ادای... را در آوردن، ... را تقلید کردن، خود را بشکل... درآوردن
detriment of / to ضرر، زیان ...
steeped in غرق و گرفتار شده در ...
(tob)replete with پر شده با ...، لبریز بودن از...
abound with پر بودن با، لبریز بودن از ...
adroit (n. & adj.) at + (verb + ing) حاذق درو، ماهر و با تجربه در...
bristle with لبریز از...
with alacrity با چالاکی، 
show disdain  for تحقیر کردن...
scoff at تمسخر کردن...، طعنه زدن به...
revert to رجوع کردن به...
succumb to سر سپردن، سر فرود آوردن
(to be) exposed to در معرض...بودن
make a call/telephone to تماس گرفتن با... ، تلفن زدن به....
cajole into گول زدن برای... ، گول زدن به...
arrange for هماهنگ کردن برای ...
talent for استعداد داشتن برای ...
deleterous to مضر برای ...
assent to موافقت کردن با ...
tobe indignant at عصبانی بودن بخاطر ...
stem from ریشه دواندن از...، نشات گرفتن از...
in answer to در پاسخ به...
make a big play  for راه خود را باز کردن به طرف...، برنامه چیدن برای...
devise a plan on نقشه کشیدن برای...
keep time  with وقت گذرانی کردن با...، لذت بردن از(کاری یا رفتاری)
go on an errand / run some errand  for(sb) فرمان (کسی) را بردن، در پی اوامر (کسی) رفتن
mope around/about پلکیدن و یا چرخیدن در اطراف
(to be) heading for درحال رفتن یا حرکت کردن بسمت ... بودن
spare a thought* for یک فکری به حال ... کردن، به فکر ... هم بودن، فکری به حال ... کردن
(to be) so wrapped up* in حسابی غرق در ... بودن
need to be well rest up for نیاز به استراحت خوب و حسابی داشتن برای...
recuperate from بهبودی یافتن یا جان تازه یافتن از ...
lay bet on شرطبندی کردن در مورد...، کلکل کردن در مورد...
ibservant  of آگاه به ...، هوشیار نسبت به...
feel grateful for سپاسگداری کردن از...، تشکر کردن از...
take an accurate count of آمار دقیق گرفتن از...، با دقت محاسبه کردن...
pop the question at پیشنهاد خواستگاری دادن به...، خواستگاری کردن از...
give the thumbs up  to موافقت کردن با ...
sb (to be) in sync* with هماهنگ بودن با ...
show up for حضور یافتن برای...، حضور بهم رسانیدن بابت ...
make much sense* on اهمیت زیادی دادن به ...
enroll  on ثبت نام کردن در...
fret over ترشروئی کردن به ...
draw the short straw for انتخاب شدن برای(برحسب بدشانسی)
watch out for دقت کردن به...، مراقب ... بودن
plead with درخواست کردن از ...
continue in ادامه دادن به ...
get along on سرکردن با...، گذراندن با...، سپری کردن با...
get away with رسیدگی کردن به...
look down on به دیده حقارت نگاه کردن به...، پست نگاه کردن به...
bear down  on هجوم بردن به...، با سرعت و بطور تهدیدآمیزی حرکت کردن بسمت ...
hit a raw nerve  with روی اعصاب (کسی) راه رفتن، با اشاره به موضوع خاصی (کسی را) ناراحت کردن
define in معنی کردن (به)...
trend in گرایش یا تمایل به...
tend to گرایش یا تمایل به...
resolution to راه حل برای...، چاره ...
fed up with خسته و بیحوصله شدن از ...
(to be) chief in برتر بودن از نظر...، سیطره داشتن از نظر ...
indignant at برآشفته و خشمگین شدن(معمولا بخاطر تحقیرشدن) از ...
reside* in قرار داشتن در ...، واقع شدن در...
contiguous with/to همجوار با...
(to be) teeming  with پر یا مملو بودن از ...
sidle up to sb/sth بارامی و با نگرانی بسمت کسی/چیزی رفتن
(to be) curt  with sb بی محلی کردن یا کم محلی کردن به کسی
(to be) married to sb مزدوج بودن به کسی، متاهل بودن به کسی
marry sb ازدواج کردن با کسی
(to be) happy with خوشحال بودن از....، خوشحال بودن نسبت به...
associate sth with sth ربط دادن چیزی به چیز دیگر
capable of لایق...، قادر به ...
(tobe) bored with خسته بودن از....
abide by (law, agreement,…) تبعیت و فرمانبرداری کردن از...، وفا کردن به ...
opt for sth انتخاب کردن برای چیزی...
pass away over/on مردن بعلت ...، مردن بخاطر...، مردن در اثر
tobe bored with sb خسته و بی حوصله بودن نسبت به کسی، حوصله کسی را نداشتن
disillusionment  at/with الف. سرخوردگی از... ب. بیداری از توهم ...
contribute to مشارکت کردن در....، تعاون یا همکاری داشتن در...
tobe dissatisfied with ناراضی بودن از ...
make/get progress  with پیشرفت کردن در ...
give time  to sb وقت گذاشتن برای کسی ۔۔۔

 

موضوعات مرتبط با این یادداشت:

گرامر انگلیسی بصورت ساده و مختصر

کلمات Collocation یا هم-آیند کدامند

راحت و رایگان با ما در تماس باشید

ثبت نام و شهریه کلاسها


سخن اخر:
از طریق این وبسایت و یا سایر شبکه های اجتماعی میتوانید مهارتها و تاکتیکهایی را در خصوص زبان و ادبیات انگلیسی بیاموزید و آنها را در جهت منسجم ساختن ساختار زبان انگلیسی بعنوان زبان دوم استفاده کنید، بااینحال موکدا به شما کاربران محترم توصیه میکنیم که شرکت در کلاسهای آموزشی زیر نظر اساتید حرفه ای و کارآزموده و باتجربه بهترین و موثرترین روش برای انجام تمرینات هدفمند با هدف برطرف کردن نقاط ضعف و اشکالات شما و نیز تسریع روند کاربرد آموخته هایتان میباشد.

شاد و موفق باشید.

مرتضی طاهری


©مطالب مندرج در این وبسایت با زحمت و صرف زمان و تجربه فراوان گردآوری، تالیف یا ترجمه شده اند. هرگونه کپی برداری و تکثیر از آن بهر نحوی از انحأ، با هر هدف و در هرکجای جهان، پیگیرد حقوقی و قضائی خواهد داشت.

 

 






طراحی سایت و سئو توسط ضابط