گرامر انگلیسی بصورت ساده و مختصر

 

اجزای کلام     Part of Speeches

 

اجزای کلامPart of Speeches

ترتیب جمله در زبان انگلیسی بشرح زیر است:

Subject

فاعل

1

Auxiliary

فعل کمکی

2

Adverb of Frequency

قید تکرار

3

(Main/Base) Verb

فعل اصلی

4

Object

مفعول

5

Adverb of Manner

قید حالت

6

Adverb of Place

قید مکان

7

Adverb of Time

قید زمان

8

 

 

فاعل: کلمه ایست که انجام دهنده کار یا کننده فعل در جمله میباشد

علی به مدرسه رفت

کلمه: مجموعه ای از حروف معنی دار است

Teahfr

Father

فاعل ممکن است در جمله اسم یا ضمیر باشد.

اسم: کلمه ایست که برای نامیدن، انسان، حیوان و اشیاء استفاده میشود.

علی به مدرسه رفت

او به مدرسه رفت

ضمیر: کلمه ایست در جمله که جایگزین اسم میشود.

Subjective Pronounsضمایر فاعلی: جایگزین اسمهایی میشوند که فاعل هستند

We  ما

I   من

You  شما

You  تو

They  آنها

He/She/It  او

 

 

Objective Pronounsضمایر مفعولی: چون جایگزین اسمهایی میشوند که مفعول هستند

Us به ما، مارا، ازما، برای ما

Me  به من، مرا، ازمن، برای من

You  به شما، شمارا، از شما، برای شما

You  به تو، تورا، ازتو، برای تو

Them  به آنها، آنهارا، از آنها، برای آنها

Him/Her/It  به او، اورا، ازاو، برای او

 

 

 

 

Possessive Adjectivesصفاتملکی: نشانده مالکیت هستند

Ourاِما

My اِمن

Yourاِشما

Yourاِتو

Theirاِ آنها

His/Her/Itsاِاو

Possessive Pronounsضمایر ملکی:

Oursمال ما

Mineمال من

Yoursمال شما

Yoursمال تو

Theirsمال آنها

His/Hers/Itsمال او

It is mineاین مال من است

It is my (book, pen, etc.)این هست کتاب، خودکار....من

 

 

Reflexive (Intensive) Pronounsضمایر تاکیدی:

Ourselvesخودمان

Myselfخودم

Yourselves خودتان

Yourselfخودت

Themselvesخودشان

Himself/Herself/Itselfخودش

I studied French by myself من خودم فرانسه را مطالعه کردم

 

 

++صفت: کلمه ایست که اسم را توصیف میکند

++قید:    کلمه ایست که فعل را توصیف میکند

ساراخوب خوب رانندگی میکند.

Goodخوب---صفت

Wellخوب---قید

Good Sara drives well

قید تکرار: تکرار فعل را توصیف میکند

 

قید حالت: حالت فعل را توصیف میکند

Adj + ly

Beautiful+ly = Beautifully

سارا بزیبایی رانندگی میکند

Sara drives beautifully

قید مکان: مکان وقوع فعل

قید زمان: زمان وقوع فعل

سارا ساعت 08 به مدرسه می رود

Sara goes to school at 08:00am

مفعول: کلمه ایست که کار یا فعل روی آن انجام میشود

علی حسن را زد

علی او را زد

Ali hit him

فعل: کلمه ایست که انجام دادن کار یا روی دادن حالتی را در جمله نشان میدهد.

مصدر: ریشه فعل است: همان فعل صرف نشده است.

صرف کردن: به مصدر فاعل و زمان بدهیم

نشانه مصدر در ادبیات فارسی پسوند  -َن است

رفتن، آمدن، خوابیدن، خندیدن و .... .

رفته ام-----فاعل: من، زمان: حال کامل

گفته بودی-----فاعل: تو، زمان: ماضی بعید

فعل:

  1. اصلی
  1. با قاعده
  1. بی قاعده

2) کمکی

 

1) اصلی: Main/Base Verbs تمام افعال انگلیسی باستثنای افعال کمکی، فعل اصلی محسوب میشوند

الف. افعال اصلی با قاعده: برای زمان گذشته ساده و قسمت سوم فعل، از قاعده گرفتن پسوند [ed] استفاده میکنند.

ب.  آفعال اصلی بی قاعده: تمام افعال اصلی هستند که باید از جدول مخصوص حفظ شوند.

 

2) کمکی: Auxiliary افعال کمکی را باید حتما حفظ کنید که شامل افعال زیر میباشند. (غیر از افعال کمکی، که آنها را حفظ میکنید، سایر افعال انگلیسی در واقع فعل اصلی درنظر گرفته میشوند.)

To be(am, is, are, was, were) + Modals(can, could, shall, should, may, might, will, would, must, ought to)

+do, does, did + have, has, had

Do/Does/Did و Have/Has/Hadدر چه صورت فعل اصلی و در چه صورت فعل کمکی درنظر گرفته میشوند؟

  1. DO/DID/DOESبه معنی انجام دادن هستند و جزو افعال اصلی محسوب میگردندSara does her assignments 
  2. میتوانند معنی نداشته باشند یا بمعنی "آیا؟" برای سوالی کردن جمله بکار بروند(do/does در زمان حال ساده) و (did در زمان گذشته ساده)Does Sara do her assignments?  در این جمله پرسشی، Does  صرفا برای سوالی کردن جمله بکار گرفته شده و میتواند معنی "آیا؟" داشته باشد یا اصلا معنی نداشته باشد و لحن جمله را سوالی کند، اما do در این مثال بمعنی "انجام دادن" بوده و فعل اصلی درنظر گرفته میشود
  3. معنی خاصی ندارند ولی برای منفی کردن جمله استفاده میشوند Sara does not do her assignments در این جمله does not برای منفی کردن فعل do بمعنی انجام دادن استفاده شده و در واقع does not فعل کمکی است که برای منفی نمودن فعل اصلی do بکار رفته
  4. Have/Has/Had اگر به معنی داشتن باشند، اگر به معنی خوردن باشند و همچنین اگر به معنی مجبوربودن یا مجبور شدن که همیشه وقتی معنی مجبور بودن/شدن میدهند با حرف اضافه to میایند، همواره جزو افعال اصلی محسوب میگردند. تنها have/has/had اگر برای تعیین زمان فعل بکار برودند، جزو افعال کمکی درنظر گرفته میشوند که درآنصورت معنی خاصی هم ندارند. برای درک بهتر موضوع، به مثالهای زیر دقت بفرمائید:

Azadeh has to study her lessons اینجا has to بمعنی "انجام دادن" و فعل اصلی است، برای سوالی کردن و منفی کردن آن باید بگوییم:

Does Azadeh have to study?

Azadeh doesn’t have to study.

Sara had an expensive sport car اینجا had بمعنی "داشتن" و فعل اصلی است، برای سوالی کردن و منفی کردن آن باید بگوییم:

Did Sara have an expensive sport car?

Sara did not have an expensive car?

We had a sandwich last night اینجا had بمعنی "خوردن" و فعل اصلی است، برای سوالی کردن و منفی کردن آن باید بگوییم:

Did we have a sandwich last night?

We didn’t have a sandwich last night.

Azadeh has bought a big beautiful house. اینجا has اصلا معنی ندارد و فعل کمکی محسوب میشود و برای صرف کردن فعل خریدن در زمان حال کامل بکار گرفته شده، برای سوالی کردن و منفی کردن آن باید بگوییم:

Has Azadeh bought a big beautiful house?

Azadeh has not bought a big beautiful house.

 

 

زمان حال

ما هستیم We are

من هستمI am     

شما هستید You are

تو هستی You are

آنها هستند They are

او هست (است) He/She/It is

 

am, is à was

areàwere

زمان گذشته

ما بودیم We were

من بودمI was     

شما بودید You were

تو بودی You were

آنها بودند They were

او بود He/She/It was

 

 

I am a teacher   من هستم یک معلم

I was a teacher من بودم یک معلم

Yazdan was a good driver یزدان بود یک راننده خوب

Yazdan is a good driver  یزدان یک راننده خوب است

Sara is a bad student سارا یک شاگرد بد است

Sara was a bad student سارا یک شاگرد بد بود

 

برای سوالی کردن جمله هایی که فعل tobe یا همان کمکی دارند، میبایست فعل کمکی را به اول جمله بیاوریم: اگر فعل کمکی در جمله داشته باشیم لازم نیست که وقتی فاعلمان he/she/it باشد و زمان جمله حال ساده است، به آخر فعل اصلی s یا es اضافه کنیم. در واقع s یا es را به آخر فعل اصلی تنها زمانی اضافه میکنیم که اولا؛ فعل کمکی در جمله نداشته باشیم، ثانیا؛ زمان جمله حال ساده باشد و ثالثا؛ فاعل حتما باید سوم شخص مفرد باشد.

آیا من هستم یک معلم؟

Am I a teacher?

آیا من بودم یک معلم؟

Was I a teacher?

آیا یزدان بود یک راننده خوب؟

Was Yazdan a good driver?

آیا یزدان یک راننده خوب است؟

Is Yazdan a good driver?

راحله باید درس بخواند؟

Must/Should Raheleh study?

سارا میتواند بزیبایی برقصد؟

Can/couldSara dance beautifully?

 

برای منفی کردن جمله هایی که فعل auxiliary یا همان کمکی دارند، میبایستnot به فعل کمکی اضافه کنیم:

راحله همسر مهربانی است

Raheleh is a kind spouse

  • برای منفی کردن:

راحله همسر مهربانی نیست

Raheleh is not a kind spouse

راحله نمیتواند درس بخواند

Raheleh cannot study

راحله نباید درس بخواند

Raheleh must not study

 

نکته بسیار مهم:

در زمان حال ساده و با فاعل سوم شخص مفردHe, She, It و ج) چنانچه فعل کمکی نداشته باشیم، فعل اصلی پسوند s, es میگیرد.

  1. حروف صدادار در انگلیسی: a, e, i(y), o, u هر موقع در آخر کامه باشند باید es به کلمه اضافه شود

مثال:

راحله کار میکند

Raheleh works

سارا خرید میکند

Sara shops

علیرضا رانندگی میکند

Alireza drives

او کتاب میخواند

She/He reads the book

 

اگر فعل کمکی در جمله نداشتیم،باید برای سوالی کردن یا منفی کردن جمله از افعال کمکی do, does, did استفاده میکنیم بطوریکه

  1. فعل کمکی do  برای زمان حال و فاعلهای I, You, We, You, They استفاده میشود.
  2. فعل کمکی does برای زمان حال و فاعلهای He, She, It استفاده میشود. که دراینصورت s یا es که به فعل داده بودیم از روی فعل حذف میشود.
  3. فعل کمکی did برای زمان گذشته و فاعلهای I, You, He, She, It, We, You, They استفاده میشود. یعنی گذشته Do و Does در واقع همان Did است.

یادآوری: برای سوالی کردن جمله فعل کمکی باید در ابتدای جمله قرار گیرد

نکته: برای منفی کردن جمله ای که فعل کمکی ندارد باید Don’t/Doesn’t/Didn’t را قبل از فعلی که میخواهیم منفی کنیم قرار دهیم

 

مثال:

راحله کار نمیکند

Raheleh doesn’t work

راحله کار نکرد

Raheleh didn’t work

آنها درس نمیخوانند

They don’t study

آنها درس نخواندند

They didn’t study

پرسشی:

آیا سارا درس میخواند؟

  • Sara study?

 

  •  

برای سوالی کردن جمله ای که فاعلش he/she/it(سوم شخص مفرد) باشد و ب) زمان حال ساده و ج) بدون فعل کمکی، از فعل کمکی Does استفاده میکنیم. es/s فعل به Do منتقل میشود و آن را تبدیل به Does میکنند. همچنین اگر فعل کمکی در جمله نباشد و زمان حال ساده باشد و فاعل he/she/it باشند، باید به انتهای فعل اصلی پسوند s یا es اضافه کنیم.

 

پرسشی: آیا سارا درس میخواند؟

  • Sara study?

 

خبری: سارا درس میخواند

Sara studi

پرسشی: آیا سارا درس میخواند؟

  • Sara study?

منفی: سارا درس نمیخواند

  •  

 

 

خبری: آنها بخوبی رانندگی میکنند

They drive well

پرسشی: آیا آنها خوب رانندگی میکند؟

Do they drive well?

منفی: آنها خوب رانندگی نمیکند

Yazdan do not drive well

 

خبری: آنها بخوبی رانندگی میکردند

They drove well

پرسشی: آیا آنها خوب رانندگی میکنند؟

Do they drive well?

منفی: یزدان و برادرش خوب رانندگی نمیکنند

Yazdan and his brother do not drive well

 

 

  • Do/Does/DIDاگر بمعنی انجام دادن باشند، فعل اصلی در نظر گرفته میشوند

Sara did her homework----------- Sara do her homework?

  •  
  • Have/Has/Hadاگر بمعنی داشتن، خوردن یا بهمراه to بمعنی مجبور بودن باشند، فعل اصلی هستند

و فقط have/has/had که زمان فعل را تعیین میکنند، فعل کمکی درنظر گرفته میشوند.

 

 

 

سارا درس میخواند

Sara studi

در الف) زمان حال ساده و با ب) فاعل سوم شخص مفرد و ج) چنانچه فعل کمکی نداشته باشیم، فعل اصلی پسوند s, es میگیرد.

پرسشی:

آیا سارا درس میخواند؟

  • Sara study?

برای سوالی کردن جمله ای که الف) فاعلش he/she/it(سوم شخص مفرد) باشد و ب) زمان حال ساده و ج) بدون فعل کمکی، از فعل کمکی Does برای پرسشی کردن جمله استفاده میکنیم. es/s فعل به Does منتقل میشود.

ما درس میخوانیم

We study

 

ما درس نمی خوانیم

We don’t study

 

ما میتوانیم درس بخوانیم

We can study

 

ما میتوانستیم درس بخوانیم

We could study

 

 

  1. باید(قوی)
  1. ممکن بودن
  • باید(ضعیف)
  • خواستن و تمایل داشتن
  • توانستن

زمان گذشته و حال

  1.  
  1.  
  •  
  •  
  •  

زمان آینده

 

 

 

چنانچه فعل کمکی در جمله بهمراه فعل اصلی داشته باشیم، زمان جمله را فعل کمکی تعیین میکند.

چنانچه فعل کمکی در جمله بهمراه فعل اصلی داشته باشیم، برای سوالی و منفی کردن جمله از فعل کمکی استفاده میکنیم

حال: ما میتوانیم درس بخوانیم

We could study

گذشته: ما میتوانستیم درس بخوانیم

We could study

حال: ما درس میخوانیم

We study

گذشته: ما درس میخواندیم

We studied

سوالی: آیا ما درس میخواندیم؟

Did we study?

برای بردن جمله ای که فعل کمکی ندارد و تنها شامل فعل اصلی باقاعده است، به زمان گذشته (ساده)، میبایست به انتهای فعل اصلی ed اضافه کنیم. فرقی ندارد که فاعل اول شخص یا حتی سوم شخص مفرد باشد. برای سوالی کردن چنین فعلی: الف) از فعل کمکی did استفاده میکنیم و ب)ed  از انتهای فعل اصلی حذف میشود.

اگر فعل اصلی ما در جمله از افعال بیقاعده باشد باید طبق جدول افعال بیقاعده آن را در جمله بیاوریم ولی برای سوالی کردن فعل بیقاعده، همچنان در زمان گذشته ساده از فعل کمکی did استفاده نموده و نیز فعل را بحالت حال ساده بر میگردانیم.

مثال:

حال: سارا به مدرسه میرود

Sara goes to school

پرسشی حال ساده: آیا سارا به مدرسه میرود؟

Does Sara go to school?

منفی حال ساده: سارا به مدرسه نمیرود

Sara doesn’t go to school.

گذشته(ساده): سارا به مدرسه رفت

Sara went to school

پرسشی گذشته ساده: آیا سارا به مدرسه رفت؟

Did Sara go to school?

گذشته ساده منفی: سارا به مدرسه نرفت

Sara didn’t go to school

 

  1. چنانچه فعل کمکی داشته باشیم

حال ساده: سارا باید به مدرسه برود

Sara should/shall goes to school

پرسشی حال ساده: آیا سارا باید به مدرسه برود؟

Should Sara go to school?

منفی حال ساده: سارا نباید به مدرسه برود

Sara should not go to school

گذشته (ساده): سارا باید به مدرسه میرفت

Sara should go to school

پرسشی گذشته ساده: (آیا) سارا باید به مدرسه میرفت؟

Should Sara go to school?

گذشته ساده منفی: سارا نباید به مدرسه میرفت.

Sara shouldn’t go to school

  1. افعال کمکی را از آن جهت "کمکی" مینامیم که: الف) برای سوالی کردن جمله ای که فعل کمکی در آن وجود دارد، فقط کافیست که فعل کمکی را به اول جمله بیاوریم. ب) برای منفی کردن جمله ای که فعل کمکی در آن وجود دارد، فقط نیاز است که پسوند not بعد از فعل کمکی قرار گیرد. ج) زمانیکه فعل کمکی در جمله داریم نیازی نیست که به فاعل he/she/it دقت کنیم و به انتهای فعلمان s/es بدهیم. د) افعال کمکی با قاعده و بی قاعده ندارند.

 

  1. هرگاه دوتافعل اصلی در جمله داشته باشیم، فعل اصلی دوم را بصورت مصدر با [to] میاوریم
  2. علی و همسرش میخواهند در کانادا بمانند
  3. Ali and his wife wantto stay in Canada

 

علی و همسرش میتوانند در کانادا بمانند.

Ali and his wife can to stay in Canada.

 

آنها باید میرفتند؟

Should they go?

 

سارا میتواند انگلیسی صحبت کند

Sara could/can speak English

 

سارا میتواند انگلیسی صحبت کند؟

Can Sara speak English?

 

 

سارا انگلیسی صحبت میکند؟

Does Sara speaks English?

 

سارا و علی انگلیسی صحبت میکنند؟

DidàDo Sara and Ali speak English?

 

سارا انگلیسی صحبت نمیکند

Sara doesn’t speak English

 

علی به خانه مادرش میرفت؟

Doesà Did Ali go to his mother’s home?

مالکیت دو نوع داریم:

الف. مالکیت انسان بر چیزی یا کسی

‘sبرای مالکیت انسان بر چیزی استفاده میشود

کتاب مینا Mina’s book

خانه سارا Sara’s home

ب. مالکیت چیزی بر انسان یا چیز دیگر

the …(1)… of the …(2)…

=

(2)(1)

در ماشین the door of the car = car door

پنجره کلاس the window of the class = class window

کلید خانه The key of the house = house key

کلید قفلدر باغهمسایمون

the key of the lock = lock key

our neighbor’s lock key of the garden door

مردم ایران

The people of Iran = Iran people = Iran’s people

دانش آموزان کلاس

The students of the class = class students = class’s students

 

پدر سارا انگلیسی صحبت نمیکند

Sara’s father don’tà doesn’t speak English

 

علی دوست نداشت انگلیسی یاد بگیرد

Ali doesn’tà didn’t like to learn English

شهلا میخواهد برود ایران

Shahla wants to go to Iran

شهلا توانست انگلیسی یاد بگیرد؟

Could Shahla learn English?

سارا و شهلا دوست دارند به آمریکا بروند

Sara and Shahla like to go to the US

شهلا دوست نداره درس بخواند

Shahla doesn’t like to study

سارا سختیهای زیادی تحمل کرد

Sara bore many difficulties

الکس پیانو نزد

Alex didn’t play piano

شهلا نمره خوبی نمیگیرد

Shahla doesn’t get a good mark

شهلا میتوانست نمره عالی بگیرد

Shahla could get a perfect mark

شهلا دوست داشت کمتر جمله بگوید

Shahla liked to say fewer sentences

bite / bit / bitten گاز گرفتن(سگ) و نیش زدن برای جانوران اهلی

beat / beat / beat ضربه زدن

ما به ماشین آنها نزدیم

We didn’t beat their car

ما در برابر دشمن مقاومت کردیم/ایستادگی کردیم

Withstand/withstood/withstood

We withstood against the enemy

مادربزرگم برایم شالگردن زیبایی بافت

Muffler

My grandmother knit a beautiful muffler for me

علی لباس زیبایی پوشید؟

Did Ali wear a nice shirt?

سارا همه چیز رو فهمید؟

Did Sara understand everything?

آنها چمن خانه ما را لگد کردند

They trod the grasses of our home.

ی، ء، اِ = of

در خانه

The door of the home

The ……of the……

کلید ماشین

The key of the car

پنجره اتاق

The window of the room

کلید ماشین من

The key of my car

پنجره اتاق آنها

The window of their room

سارا خانه شان رو جارو میکند؟

  • زمان آینده را برمبنای حدس و گمان تشخیص ندهیم: مبنای شناسایی فعل در زمان آینده صرف آن با "خواه" است.

Does Sara sweep their home?

 

 

 

آنها قسم خوردند انتقام بگیرند

Take revenge انتقام گرفتن

swear

swore

sworn

قسمخوردن

 

They swore to take revenge.

شهر انها بوی بدی میدهد

Their city stinks

stink

stank

stunk

بوی بد دادن

 

مار بزرگی پدر سارا را نیش زد

The big snake stungsSara’s father

sting

stung

stung

نیش زدن

 

پدر من خودش سختیهای زیادی را تحمل میکند

My father himself bears many difficulties

آنها به ماشین ما ضربه زدند؟

Did they beat our car?

در پاییز برگهای درختان زرد میشوند

برگهاleafves-

The leaves of the trees become yellow in fall/autumn.

برادرم میله آهنی را خم میکند

My brother bends the iron bar

سارا کتش را به کمد آویزان میکند

Sara hangs her coat on the closet

مادربزرگم برای من شالگردن بافت؟

Did my grandma knit a muffler for me?

گربه همسایه از روی دیوار میپرد

Neighbor’s cat leaps over the wall

دانیال درسهایش را یاد گرفت

Daniel learnt his lessons

الکس به من پول قرض میدهد؟

Does Alex lend me money?

سارا به مادرش دروغ گفت

Sara lied to her mom

ژانت خونشون رو روشن کرد

Janet lit their home

سارا کیف پولش رو گم کرد

Sara lost her purse

آنها درختان را اره کردند

They sawed the trees

سارا رانندگی کرد؟

Did Sara drive?

آنها به ماشین ما ضربه زدند

They beat our car

در پاییز برگ درختان زرد میشوند

 

The leaves of the trees become yellow in fall

انها مسابقاتشان را شروع کرده اند

They have begun their competitions

برادرم میله آهنی را خم کرد

My brother bent the iron bar

ما روی اسبها تا دوشنبه شرطبندی خواهیم کرد

We will have bet on the horses by Monday

آنها مارا محدود کرده بودند

They had bound us

پشه منو نیش زده

Mosquito has bitten me

دست سارا خون آمد

Sara’s hand bled

علی گلدان یادگاری را شکسته

یادگاری: keepsake

گلدان: vase

Ali has broken the keepsake vase

آنها اسب ما را بخوبی تربیت کرده اند

They have bred our horse pretty well

سارا برات پول آورد؟

Did Sara bring you money?

تلویزیون برنامه های قشنگی پخش میکند

The TV telecasts the beautiful programs

سارا خواب دیده(است)که داره رانندگی میکنه

Sara has dreamt that she is driving

علی احساس کرده(است)  که نباید اینطوری صحبت کند

Ali has felt that he shouldn’t speak this way

سارا فراموش کرده بود درس بخواند

Sara had forgotten to study

علی زانو زده(است)؟

Has Ali knelt?

من سختیهای زیادی تحمل کرده بودم

I had borne many difficulties

 

 

استمراری کردن افعال معلوم Active Progressive Form

نشانه های فعل استمراری در زبان فارسی

الف. صرف فعل با "می" . باستثنای فعل زمان حال ساده که معنی آن در انگلیسی، استمراری نمیشود.

ب. صرف فعل با " داشتن" .

ج. صرف فعل با "درحال".

نشانه فعل استمراری در ادبیات انگلیسی:

Tobe + verb + ing

گذشته کاملBeen

گذشته سادهWas / were

حال کاملBeen

حال سادهam / is  / are

آینده کاملBeen

آینده سادهBe

گذشته کامل

Been

Sara had played piano

Sara had been playing piano

گذشته ساده

Was / were

Sara played piano

Sara was playing piano

حال کامل

Been

Sara has played piano

Sara has been playing piano

حال ساده

Am / is  / are

Sara plays piano

Sara is playing piano

آینده کامل

Been

Sara will have played piano by tomorrow morning

Sara will have been playing piano by tomorrow morning

آینده ساده

Be

Sara will play piano

Sara will be playing piano

 

Active------Passive

مجهول----------معلوم

جمله مجهول: جمله ایست که فاعل از جمله عملا حذف گردیده، مفعول جای فاعل نشسته و نقش فاعل میگیرد.

نشانه فعل مجهول درفارسی: صرف فعل با شدن است

نشانه فعل مجهول در انگلیسی:

Tobe + p.p

ماشین اسپرت خریده بودم

I had bought the sport car

ماشین اسپرت خریده شده بود

The sport car had been bought

مادر بزرگم برای من شالگردن بافت

My grandma knit a muffler for me

شالگردن برای من بافته شد

The muffler was knit for me

پدرم خانه بزرگی در رامسر خریده است

My father has bought a big house in Ramsar

خانه بزرگی در رامسر خریداری شده است

A big house has been bought in Ramsar

دانیال گیتار میزند

Daniel plays guitar

گیتار زده میشود

Guitar is played

نامه را تا آخر هفته خواهیم فرستاد

We will have sent the letter by the weekend

نامه تا آخر هفته فرستاده خواهد شد

The letter will have been sent by the weekend

علی خانه ای بزرگ در کانادا خواهد خرید

Ali will buy a big house in Canada

خانه ای بزرگ در کانادا خریداری خواهد شد

A big house will be bought in Canada

 

از میان صدها فعلی که در ادبیات انگلیسی وجود دارد، فقط برخی افعال فارسی هستند که معادل انگلیسی آنها لزوما مجهول نمیشود، یعنی افعال زیر استثنائا مجهول نمیشوند:

become شدن

appear پدیدار شدن

disappear ناپدید شدن

break down خراب شدن

wake بیدار شدن

cause سبب شدن

gather جمع شدن، اجتماع کردن

win برنده شدن، برنده گردیدن

Grow up بزرگ شدن

Whither پژمرده شدن

 

به ما حمله شده

=

ما حمله شده ایم

we have been attacked

 

ظرف یادگاریم شکسته

شکسته=شکسته شده

has been broken

My keepsake vase has been broken

 

درسها بخوبی یادگرفته شده بودند

The lessons had been learnt pretty well

 

 

پول زیادی به من قرض داده شده

A lot of money has been lent to me

من پول زیادی قرض داده شده ام

I've been lent a lot of money

من دیده شده بودم تو خیابان شریعتی

I had been seen on Shariati st.

 

 

 

 

 

 

 

استمراری کردن افعال مجهول:

برای استمراری کردن جمله مجهول، فقط کافیست به قبل از قسمت سوم فعل،

Being

اضافه کنیم.

I had bought the sport car

 

The sport car had been Being bought

My grandma knit a muffler for me

The muffler was Being knit for me

My father has bought a big house in Ramsar

A big house has been Being bought in Ramsar

Daniel plays guitar

Guitar is Being played

We will have sent the letter by the weekend

The letter will have been Being sent by the weekend

Ali will buy a big house in Canada

A big house will be Being bought in Canada

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواعing forms

الف. Ing برای استمراری کردن تمام افعال active یا معلوم و passive یا مجهول استفاده میشود

ب.  ing اسم میسازد

Meet  ملاقات کردن------------------- meeting ملاقات، جلسه

ج. ing مصدر میسازد                                                   

فعل: کلمه ایست که انجام دادن کار یا روی دادن حالتی را در جمله نشان میدهد.

مصدر: ریشه فعل است: همان فعل صرف نشده است.

صرف کردن: به مصدر فاعل و زمان بدهیم

نشانه مصدر در ادبیان فارسی پسوند  -َن است

رفتن، آمدن، خوابیدن، خندیدن و .... .

نشانه های مصدر در ادبیات انگلیسی:

  1. Verb + ingGerund خود مصدر معنی میشودمثلا: going رفتن
  2. To + verbInfinitive برای مصدر یا بمنظور مصدر معنی میشودمثلا: to go برای رفتن، بمنظور رفتن

شنا کردن اینجا ممنوع است

Swimming is forbidden here

برای شنا کردن(بمنظور شنا کردن) باید اجازه بگیرید

To swim you should get permission

ج. ing برای ساختن صفت فاعلی استفاده میشود

صفاتی که از ریشه فعل ساخته میشوند، دو نوع هستند

  • صفت فاعلی: که معمولا در ادبیات فارسی پسوند"کننده" میگیرند: برگزارکننده، شرکت کننده، کاری= کارکننده، پاک کننده، هیجان انگیز=هیجانی کننده

صفت فاعلی در زبان انگلیسی با پسوند “ing” ساخته میشود

Excite   به هیجان آوردن------------Exciting هیجان انگیز، مهیج، هیجان آور=هیجانی کننده

  • صفت مفعولی: که معمولا در ادبیات فارسی پسوند"شده" میگیرند که اغلب از کلمه حذف میشود: بازنشسته(شده)، بیکار(شده)، خسته(شده)، غم زده(شده)، هیجان زده(شده)

صفت مفعولی در زبان انگلیسی همان اسم مفعول(قسمت سوم) “Past Participle” است.

Excite

The movie was ……exciting…… and people in the cinema were ……excited…… .

Bore   خسته و کسل کردن

We got ………bored…………. as the story was ………boring…………

کسل کننده boring

کسل (شده) bored

د. (by/in/on + verb + ing)

By + verb + ing  بوسیله......، از طریق........

By teaching English, Morteza affords his staggered costs of living.

از طریق(بوسیله) درس دادن انگلیسی، مرتضی از عهده هزینه های سنگین زندگی بر میاید.

 

In + verb + ing بخاطر....، بعلت......، برای....، بدلیل........

In working hard, Ali didn’t have enough time to study

بخاطر(بدلیل) سخت کار کردن، علی وقت کافی برای درس خواندن نداشت.

On + verb + ing موقع....، هنگام......

On watching TV, his friend came to his home.

موقع تماشای تلویزیون، دوستش به خانش اومد.

 

بخاطر تحمل کردن سختیها، پدرم خسته شده---حال کامل، مجهول

In bearing difficulties, my father has been tired.

بخاطر تحمل کردن سختیها، پدرم خسته است=خسته میشود

In bearing difficulties, my father is tired

 

مفعول بیواسطه و با واسطه   Direct/Indirect Objects

همسرم برای من گل آورد

My spouse brought a flower for me

My spouse brought me a flower

ضمایر مفعولی، بشرط اینکه مفعول بیواسطه باشند(یعنی بلافاصله بعد از فعل بیایند: اولین مفعولی باشند که بعد از فعل آمده)، حرف اضافه نمیگیرند.

مثال:

My spouse brought me a flower

 

افعالی در زبان انگلیسی وجود دارند که مفعول بعد از آنها چه با واسطه و چه بیواسطه باید حرف اضافه بگیرد.

Say گفتن 

علی به من گفت که مریض است

Ali said to me that he is sick.

Tell گفتن 

Ali told me that he is sick.

Describe sth to sb توضیح دادن چیزی به کسی 

Owe sth to sbبدهکار بودن چیزی به کسی

Associate sth with sth ربط دادن(نسبت دادن) چیزی به چیز دیگر

I always associate pizza with Italy

Promise sb sth

I promised her a canary for her birthday.

 

کیک مادرم توی فر سوخته(شده)

My mom’s cake has (been) burnt in the oven

سوزاندن----معلوم Active

سوختن----مجهول Passive

علی کیکو سوزونده

Ali has burnt the cake

علی بازنشسته است

Ali is retired

علی بازنشسته میشه

Ali is retired

علی داره بازنشسته میشه

Ali is being retired

کالاها خریده شده اند

The goods (i.e agriculture; commodities) have been bought

علی کالاها را خریده است

Ali has bought the goods

پلیس دزدها رو گرفته

Police have caught the thieves

دزدها دستگیر شده اند

The thieves have been caught

علی سختیهای زیادی را تحمل کرده

Ali has borne many difficulties

میله های آهنی خم شده بودند

The iron bars had been bent

ما تا دوشنبه روی اسبها شرطبندی خواهیم کرد

We will have bet on horses by Monday

نامه ای به من نوشته شده

A letter has been written to me

=

I have been written a letter

آنها سرزمین ما را غصب کردند؟

Did they wring our land?

ما در برابر دشمن ایستادگی نکردیم

We didn’t withstand against the enemy

دربرابر....

Opposition------------------------against

Location-------in front of/across from

Respect-----------------------------before

 

سارا مسابقات اتومبیلرانی را برد

Sara won the car racing

شیدا برای خانوادش گریه میکند

Sheida cries for her family

لباسهای زیبایی در کارخانه برادرم بافته میشدند

Beautiful shirts were being woven in my brother’s factory

سارا تمام درسهایش را فهمیده

Sara has understood all her lessons

علی چمنها را لگد کرده؟

Has Ali trodden the grasses?

سارا به سختیهای مهاجرت فکر نکرده بود

Sara hadn’t thought to the difficulties of immigration

**به سختیهای مهاجرت فکر نشده

The difficulties of immigration have not been thought to.

لباس قشنگ شیدا در فرودگاه پاره شد

Sheida’s beautiful dress was torn in the airport

مارتین بخوبی انگلیسی درس میدهد

Martin teaches English pretty well

سارا در استخر ساختمان شنا کرد

Sara swam in the building pool

سارا در استخر ساختمان شنا کرده

Sara has swum in the building pool

زانوی چپم ورم کرده

My left knee has swollen

خانه جارو شده

The home has been swept.

بابک کلیدهای ماشینشو گم کرده بود

Babak had lost his car keys

مالکیت:

الف. مالکیت انسان برچیزی: ‘s

کتاب مینا Mina’s book

کفش دختره Girl’s shoe

کفش دخترهاGilrs’ shoe

ب. مالکیت اشیا بر چیزی

The (1) of the (2) = (2)(1)

The key of the car=car key

The window of the class=class window

The tire of the car=car tire

The door of the home=home door

The people of Iran=Iran people=Iran’s people

قفل در باغ همسایه

The lock door of the neighbor’s garden = the neighbor’s garden door lock

بابک کلید ماشینشو گم کرده بود

Ali’s car has been washed pretty well

سارا خودش داشته درسهاشو تا الان میخوانده

Sara has been studying her lessons by herself so far (as yet)

الکس بزیبایی برای دوستای پدرش پیانو میزد

Alex was playing piano for his father’s friends pretty well

آرش پدرش را از دست داده؟

Arash has lost his father-à Has Arash lost his father?

انگشتر زیبایی برای تولد سارا خریداری شده بود

The beautiful ring had been bought for Sara’s birthday

بنظر دوستم خریدن ماشین کار عاقلانه ای است

To my friend’s view buying a car is a logical job (doesn’t make sense)

View   نظر

Point of view=view point  نقطه نظر

برای گرفتن ماشین باید پول کافی داشته باشیم

To get a car we should have enough money

ماشینی که برای سارا خریداری شده، کیفیت خوبی برای مسافرت نداشت

The car which has been bought for Sara, didn’t have a good quality for travelling

قالپاق چرخ ماشین پدرم شکسته

My father’s car tire cover has been broken

قالپاق چرخ(1)

The cover of the tire = tire cover

ماشین پدرم(2)

My father’s car

قالپاق چرخ ماشین پدرم

The tire cover of my father’s car= my father’s car tire cover

لباس مادر سارا پاره شد؟

Was Sara’s mom shirt torn?

سختیهای مراتاحالاکسی تحمل نکرده

Nobody has ever borne my difficulties

هیچکس تحمل نکرده سختیهای مرا

nobodyهیچکس

no   کاربرد بسیار جالب و مهمی دارد

من هیچ پولی ندارم

I haven't any money = I have no money=

هیچکس این ماشین راندارد

Nobody has this car=Anybody has not this car

دوستم تصادف کرده

بامصدرداشتن-----دوستم تصادف داشته(گرفته)

My friend has had/got an accident.

میله هابرای ساختن پروژه استفاده شدند

The bars were used to build the project

باد خوبی میامد (میوزید)

A good wind was blowing

دوستم خیلی ناراحته

My friend feels very upset

دوستم برای من هدیه بارزشی آورده.

My friend has brought me a valuable gift.

کیکش توی فر سوخته

Her cake has been burnt in the oven.

لباسا بدرد نمیخوردند.

The shirts were useless.

useful  بدردبخور

useless  بدردنخور

آیا سارا بالاخره انتخاب شد؟

Was Sara chosen finally?

آرش بزرگ شده تهرانه

Arash has grown up in Tehran = Arash has been brought up in Tehran

grow upبزرگ شدن=بزرگ گردیدن

bring up = raise upبزرگ گردیدن وبرای گفتن بزرگ شدن باید مجهول شوند

خانه شان را فروخته اند.

They have sold their house

کیف پول سارا پیدا شده

Sara’s purse has been found

من  ممنوع شده ام برای شناکردن.

I have been forbidden to swim.

ما معاف نمیشدیم که مالیاتمون رو نپردازیم (برای نپرداختن مالیاتمون)

We weren’t exempted not to pay our tax

دوستم به من یادگاری داد

My friend gave me a keepsake

براش زحمت کشیده ام

I have worked hard for him

به گلها آب نداده بودیم و آنها پژمرده شدند

We had not irrigated the flowers and they withered

پژمرده شدن = پژمرده گردیدنwither

آب دادنirrigate

اونهاآدمهای شلخته ای هستند.

They are sloppy people.

من قبلاراجع به گنج شنیده ام.

I have already heard about the treasure

treasureگنج

قبلاalready ---- قیدحالت یاتکرار

من دربرابرش زانو میزنم.

I kneel before him/her

آتش به همه جا سرایت کرد

The fire spread every where

همه پولهام خرج درس خواندنم شده اند.

All my money has been spent for my studying.

آنها درس خواندشان را ترک کرده اند

They have quit (dropped out of) their career

کتابهایشان مفید نیستند

their books are not useful (are useless)

برادرم داشت اسب سواری میکرد

My brother was horse riding

نامه ای که برایش نوشته بودم غلط املایی نداشت

The letter which I had written for him, didn’t have any misspell

which ------ که

اگر مسابقاتی را که براشون خیلی تلاش کرده بودم برنده میشدم، الان کلی پول میگرفتم.

If I won the competitions, which I had struggled for, I would get a lot of money.

ای کاش سارا عروسی نمیکرد.

I wish Sara had not got married.

چمنها رو لگد کرده!

He has trodden the grass!

جمله هایی رو که دوستم براحتی متوجه میشه، من نمیفهمم

I don’t pick up the sentences, which my friend understands easily.

اگر هوا ابری بشه، من نمیتونم به کارام برسم

If the weather turns hazy/cloudy, I cannot deal with my works

پاسپورتمو که سالها منتظرش بودم گرفته ام

I have got my passport, which I was waiting many years for

من دنبال این جمله ها توی اینترنت گشته ام

I have looked up these sentences on the internet

آنهابه کشورشان خیانت کرده اند و باعث بیچارگی مردم شده اند

They have betrayed their country and have caused people the poverty

betray خیانت کردن به

poverty فقر، بیچارگی

باعث گردیدن/شدن cause

افعال زیر استثنائا مجهول نمیشوند:

become شدن

appear پدیدار شدن

disappear ناپدید شدن

break down خراب شدن

wake بیدار شدن

cause سبب شدن

gather جمع شدن، اجتماع کردن

win برنده شدن، برنده گردیدن

خانه قدیمی ما خانه خاطرات کودکی مان بود

Our old home was the home of our childhood memories

اسرارشان برای پیدا کردن گنج، بسیار حیاتی بودند.

Their secrets were vital to find the treasure.

vital حیاتی

سر راه خانه مان، کودکی را میدیدم که گدایی میکرد بخاطر فقر

I saw a kid, who was begging for indigence, on the way home.

beg گدایی کردن

indigence فقر

متاسفانه موفق نشدم راجع به کارتم با بانک صحبت کنم.

Unfortunately, I failed to (didn’t manage to) speak with the bank about my card

مجبور شدم از دوست هموطنم خواهش کنم بجای من با مامور بانک حرف بزنه

I had to ask my compatriot friend to speak to the bank agent instead of me

هموطن countryman

اگر بتوانم اعتماد بنفسم را بدست آورم، خیلی از مشکلات مختل کننده زندگیم حل میشوند

If I manage to gain my self confidence, many of my life hampering problems will be solved

self confidence اعتماد بنفس

hamper مختل کردن

جمله هایی رو که میخواستم بگم، بسختی بیاد میاوردم

I recalled with difficulty the sentences, which I wanted to say

میتوانم بزودی انگلیسی را روان صحبت کنم در شرایط پراسترس

I’m able to speak English fluently under a stressful situation

امیدوارم که جوانان تحصیل کرده مجبور به ترک خانه شان نشوند

I hope that well educated youth don’t have to abandon their homes

آنها برای کنترل تورم در کشورمان باید به وظایفشان خوب عمل کنند

They have do their responsibilities in a good way to subjugate the inflation in our country

کنترل کردن subjugate

تورم  inflation

خودم به تنهایی درسهایم را تمرین میکنم،

I practice my lessons by myself

برای گفتن بعضی جمله ها سر کلاس مشکل داشتم

I had difficulty to say some sentences in the class

اگر ترتیب جمله را رعایت کنم، روانتر انگلیسی را صحبت خواهم کرد

   meet / observeرعایت کردن

If I meet the sentence order, I'll speak English more fluently

اگر دارم جمله های تکراری تمرین میکنم، چیزهای زیادی یاد خواهم گرفت که در آینده بدردم خواهند خورد

If I’m practicing the repetitious sentences, I will learn many things which will be useful to me in the future

repetitiousتکراری

چونکه برای گفتن بعضی از جمله ها شک دارم، بعضی وقتها در مکالمه زبان انگلیسی به مشکل بر میخورم

Since I hover to say some sentences, I sometimes face difficulties in English conversation

یادگیری زبان انگلیسی که برام ضروریه خیلی مفید خواهد بود

علیرغم اینکه بلد بودم جملمو بگم، چونکه هول شدم نتونستم جمله ای که خیلی آسان بود رو بیان کنم

Although I knew (how) to say my sentence, since I was startled, (I) couldn’t say the sentence which was very easy for me

get startled  هول شدن

محمد که پسرمهربانی است، بتازگی یادگرفته که چطورانگلیسی صحبت کند

Mohammad who is a big-hearted guy, has recently learnt how to speak English

سارا به دوستش خیلی بدهکاره و برای تسویه کردن بدهیش مجبور شده تا نصف شب کار کنه

Sara owes too much to her friend and to settle her debt she has got to work by midnight

تسویه حساب کردن settle

owe = tobe in debt  بدهکار بودن

پدر سمیرا فوت کرده، و او ارث فراوانی برده

Samira’s father has passed away and she has inherited a lot

inherit ارث بردن

pass away فوت کردن

آنها ثروت ملی ایران را چپاول کرده اند و خائنانی هستند که باعث فقر در جامعه گردیده اند

They have exploited Iran's national wealth and They are the betrayers who have caused the indigence in the society

indigence فقر

exploit  چپاول کردن

Iran’s national wealth ثروت ملی ایران

betrayer خائن

خانه هایم در تهران ساخته شده اند و بالاترین کیفیت را برای زندگی کردن دارند                                         My homes have been built in Tehran and have the highest quality to live                                                                  

آن سربازها بهتر از تجاری هستند که خانه هایشان از مرمر سبز ساخته شده

Those soldiers are better than the merchants whose homes have been built of malachite

merchantsتجار

malachiteمرمرسبز

اگر همسرم بفهمد که من ورشکست شده ام، خانه نخواهد فروخت

If my spouse finds out that I have gone bankrupt, she won't sell the house

رستورانی که غذاهای ایرانی درست میکند، درنزدیکی خانه ما قرار دارد

The restaurant, which cooks Iranian food, is located in our home vicinity

اگر بتوانم گرامر انگلیسی را درک کنم، براحتی جمله های پرکاربرد در مکالمات روزمره را خواهم گفت

If I manage to conceive the English grammar, I will easily say the useful sentences of daily conversations

perceive   درک کردن

برای گفتن جمله های پیچیده به مشکل برخورده ام

I have faced difficulty to say complicated sentences

اگر برای خودت ماشینی که دوستش داری رو نمیخری لااقل برای خانومت یکی بخر

If you don’t buy the car which you like for yourself, at least buy one for your spouse

اگر از سرویس اینترنتم زیاد استفاده میکردم موبایلم که وسیله کارمه قطع میشد

If I exceeded the usage of my internet service, my cell-phone, which is my working stuff, would be disconnected

اگرچه بسختی وقت میکنم درسهامو بخوانم، (اما) خوشحالم که در مسیر درست برای یادگرفتن زبان انگلیسی قرار دارم

Although I find it hard to study my lessons, I feel happy for being on the right way to learn English language.

I find it hard to برامسختهکه

اگر تلویزیون نمیخریدم، وقت داشتم درسهام رو که خیلی سخت هستند بیشتر بخوانم

If I didn’t buy a TV, I would have enough time to study my lessons, which are so difficult

اگرچه کار پیدا نکرده ام، تمام سعیم را خواهم کرد که به شغل مورد علاقه ام برسم

Although I haven’t found the job, I will do my best to get my favorite job

کارفرمای من بهم کمک کرده تا از عهده هزینه های سنگین تحصیلاتم بر بیایم

My employer has helped me to afford my staggered costs of education

دوستش بهش یادگاری داده بود

Her friend had given a keepsake to her

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Wh-words

  • We particularly use “that” after verbs such as expect, hope, reckon, say, suggest, suppose, think, etc. Otherwise we prefer using wh-words as more appropriate relative clauses.

 

What

پرسشی: چه، چه چیزی، چه کاره؟

What did you buy?

What happened?

ربطی: آنچه که، چیزیکه، چیزهاییکه

What we needed have been bought.

Who

پرسشی: چه کسی، چه کسانی؟

Who are you?

Who cleaned the room yesterday?

who & what

در حالت پرسشی استثنايا اگر جای فاعل جمله قرار گرفته باشند (جمله فاعل یا ضمیر فاعلی نداشته باشد)، خودبخود جمله را پرسشی میکنند و نیازی به پرسشی کردن ساختار جمله نیست.

ربطی: کسیکه، کسانیکه

که----فاعل انسان

My brother who had lent me money

Whom

پرسشی: چه کسی را؟ چه کسانی را؟

Whom have you seen on the street?

ربطی: کسی راکه، کسانی را که، که اورا، که آنها را

که---مفعول انسان

خواهرم را که خیلی دوست دارم، به دانشگاه فرستاده ام

I have sent my sister, whom I like so much, to the university.

With whomبا آنها که، که با آنها، که باهاش، که باهاشون

For whomکه برایش، که برایشان، که برای آنها، برای آنها که

Of/from whom که از او، که از آنها، از آنها که، از کسیکه         

To whom که بهشان، که به آنها، که به او، به او که، به آنها که، به کسانیکه

پسری که باهاش درس خوانده بودم، دکتر شده

The guy, with whom I had studied, has become a physician

 

اونهاییکه---فاعل

Those who…

اونهایی را که (باهاشون...)----مفعول

Those (with) whom

کسیکه-----فاعل

(the) one who

کسی را که ----مفعول

(the) one whom

آونها یی که بهشون پول قرض داده بودیم، سرمان را کلاه گذاشتند

Those, whom we had lent money to, cheated us.

دخترم که باهاش میرقصم خیلی مهربان است

My daughter, whom I dance with, is very kind (big hearted)

همسرم که براش هدیه خریده بودم به من خیلی وفادار است

My spouse, whom I had bought a gift for, is very faithful to me.

ما دوست داریم کسانی رو که(اونهایی رو که) به فقرا کمک میکنند

We like, those who[m] help the paupers.

برای کی کادو خریدی؟

Whom did you buy a gift for?

با کی داری حرف میزنی پای تلفن؟

Whom are you talking to on the phone?

 

Which

پرسشی: کدام؟-----معمولا بعد از آن "اسم" میاید.

Which book is yours?

ربطی: اونی که، اونهایی که، که ان را، که آنها را

که---مفعول یا فاعل غیرانسان

 

With whichبا آنها که، که با آنها، که باهاش، که باهاشون

For whichکه برایش، که برایشان، که برای آنها، برای آنها که

Of/from which که از او، که از آنها، ...

To whichکه بهشان، که به آنها، که به او

By whichکه بوسیلش، که بوسیله آنها

ابزارهایی که بوسیلشان ماشینم را تعمیر میکردم، گم شده اند

The tools, by which I repaired my car, have been lost.

کارخانه ای که بهش مواد فروخته بودیم، ورشکست شده

The factory, to which we had sold the material, has gone bankrupt

بانکی که از آن وام گرفته بودم به من پیشنهاد کاری خوبی داده

The bank, from which I had got a loan, has suggested me a good job offer

Go bankrupt:

ورشکست کردن(ورشکست شدن)

فعل داشتن با فعل بودن: گذشته کامل و گذشته ساده یکسانی دارند

I had had a home à I had a home

I had been a studentà I was a student

When

پرسشی: کی، چه وقت؟

کی قراره بری ایران؟

(to be) supposed to      قرار بودن

When are you supposed to go Iran?

ربطی: وقتیکه، موقعیکه

من میرم ایران وقتیکه مدرسه دخترم تعطیل بشه

I go to Iran when my daughter’s school gets closed

که --- زمان

Tobe (am, is, are, be)àget

(was, were, been)àgot

 

School is closedàSchool gets closed

My car has been dirtyàMy car has got dirty

 

Where

پرسشی: کجا؟

Where are you from?

از کجا هستی؟ اهل کجایی؟(اصطلاح)

کجا میری؟

Where do you go?

به کجا میری؟

Where do you go to?

کجا داری میری؟

Where are you going?

که ---- مکان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

In / on / at   هم با مرجع مکان استفاده میشوند"where" و هم با مرجع زمان "when"

 

I was born in Iran/1980

I was born on Shariati st. / Monday

I was born at Pasargad Hospital / 08:00 o’clock

When / Where = in/on/at + which

شهری که من زندگی میکردم، شهر قشنگی بود

The city, where I was living, was a beautiful one.

شهری که من توش زندگی میکردم، شهر قشنگی بود

The city, in which I was living, was a beautiful one.

----------------------------------------------------------------------------

Whose

پرسشی و هم ربطی: مال چه کسی، مال کسیکه -----به مالکیت برمیگردد. معمولا بهمراه اسم میاید.

Whose car is this?

Whose pen was that?

در میهمانی دیشب، دختری را دیدم که اسمش رو بلد نبودم.

I saw a girl at the last night party, whose name I didn’t know.

دوستم که پدرش بنز داشت، رفته آمریکا

My friend, whose father had a Mercedes, has gone to the States.

دیروز در رستورانی غذا خوردم که آدرسش رو بلد نبودم

I ate food at a restaurant, whose address I didn’t know

---------------------------------------------------------

 

How

پرسشی: چطور، چگونه؟

How do you study?

How can you do this job?

How did you get/find the address?

ربطی: طوریکه، بگونه ای که....

How far--------چقدر، چه مسافت

How long------چقدر، چه مدت

How much----چقدر، چه مقدار

How many----چقدر، چه تعداد

How  tall------چقدر، چه ارتفاع

How come: زمانی استفاده میشود که پرسش کننده دچار تعجب گردیده و واقعا تمایل دارد، دلیل یا چگونگی موضوعی را از مخاطب بشنود.

ساختار جمله بعد از how come پرسشی نیست، هرچند که خود جمله کاملا پرسشی میباشد.

Correct:How come this shop is closed?

Incorrect: How come is this shop closed?

Why

پرسشی: چرا؟

Why are you late?

ربطی: چونکه

I am late, why my car has broken down

that’s why … برای همینه که ... باسه اینه که ...

While/whereas

While      درحالیکه ( برای بیان مغایرت استفاده میشود، ولی این مغایرت همزمان است)

Whereas درحالیکه ( برای بیان مغایرت استفاده میشود، ولی این مغایرت لزوما همزمان نیست)

He loves foreign holidays for going outdoors, whereas his wife prefers to stay at home.

Whereas most new PCs have several USB slots, older ones often only had one.

تمرین:

سارا که به او مبلغ زیادی بدهکار بودم، مسافرت کرده

Sara, to whom I was in debt a lot of money, has taken a trip

الکس که پیانو تدریس میکنه، دوست صمیمی من است

Alex, who teaches, piano is my close friend

دانیال که ماشینش خراب شده، امروز با من میاد سر کار

Daniel, whose car has broken down, comes to work with me.

 

If Clauses

  1. محال

If – clause (dependant clause) ------ past perfect

Follower (independent clause)----- would(modal) + present perfect

اگر در ایران خانه خریده بودم، بهش رسیدگی میکردم

اگر در ایران خانه میخریدم، بهش رسیدگی میکردم

If I had bought a home in Iran, I would have dealt with my home.

2. نیمه قطعی

If – clause (dependant clause) ------ past simple

Follower (independent clause)----- would(modal) + present simple

اگر من باندازه کافی پول داشتم، ویلایی بزرگ میخرم---غیرقطعی

اگر درسامو بخونم، ایلتسمو میگیرم---غیرقطعی

 

If I had enough money, I would (could, might, should) buy a big villa

 

1. قطعی

If – clause (dependant clause) ------ present simple

Follower (independent clause)----- will(modal) + future simple

اگر من باندازه کافی پول داشتم، ویلایی بزرگ میخرم---قطعی

اگر درسامو بخونم، ایلتسمو میگیرم

If I study my lessons, I will (can, may, shall) get my IELTS

Zero conditional:

برای موارد عادی و بدیهی و همچنین موضوعات علمی از آن استفاده میشود.

If-clause = follower

If we mix hydrogen with oxygen, we will would get water

If I save money, I will would be wealthy

 

Wish Clauses

برای بیان حسرت و آرزو استفاده میشوند: ای کاش

I wishایکاش(شماداریدآرزومیکنید)

She wishes ای کاش (او دارد آرزو میکند)

بعدازI wishیاshe wishesبایدترتیب جمله ازاول رعایت شود

الف. اگر حسرت یا آرزو مربوط به زمان گذشته باشد، باید wish-clause در گذشته کامل بیاید

ای کاش یک خانه میخریدم

I wish I had bought a big home.

ای کاش خانه ای بزرگ میخریدم =ای کاش خانه ای بزرگ خریده بودم

ب. اگر حسرت یا آرزو مربوط به زمان حال یا آینده باشد، باید wish-clause با would در زمان حال ساده بیاید.

ای کاش شغل خوبی بدست بیاورم

I wish I would get a good job.

.

  • در if/wish – clause مجبوریم و باید was  را به were  تبدیل کنیم.

اگر دختر خوبی بود، از او خواستگاری میکردم. If she were a good girl, I would pop the question at her

  • همیشه در نظر داشته باشیم که فعل بودن(tobe) و فعل داشتن (have) بجای زمان گذشته کامل در زمان گذشته ساده استفاده میشوند.

 

 

If I had had a good car, I would have taken a trip.

اگر ماشین خوبی داشتم (داشته بودم)، مسافرت میرفتم

If I [had been] were you, I would study.

 اگر جای تو بودم، درس میخواند

  • در مکالمه انگلیسی از wish clause در زمان گذشته ساده میتوانیم استفاده کنیم:

 I wish I knew

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نکته مهم:

گفتن----مصدر معلوم

To say = saying

گفته شدن-----مصدر مجهول

To be said = being said

 

 

 

 

 

 

سختیهایی که من تحمل کرده بودم را تاحالا کسی تحمل نکرده

Nobody has ever tolerated, the difficulties which I had borne

دوستم که مسابقاتش شروع شده بودند، تصادف کرده

My friend, whose competitions had been begun, has had/got an accident.

میله هایی که خم شده بودند برای ساخته شدن پروژه استفاده شدند

The bars, which had been bent, were used for the project to be built.

اسبهایی که روشون شرطبندی کرده بودیم بازنده شدند

The horses, on which we had bet, were lost.

ما در کشوری که بخاطرش ایستادگی کرده بودیم، محدود شده ایم.

We have been bound in a country for which we had withstood.

پشه ای که منو نیش زده بود، بالاخره کشته شد.

The mosquito which had bitten me was killed in the end.

دختره که دستش خون اومد داشت گریه میکرد.

The girl, whose hand bled, was crying.

تو شهری که ما زندگی میکردیم، باد خوبی میامد.

A gentle breeze was blowing in the city which we were living.

دوستم که از کارش اخراج شده خیلی ناراحته.

My friend, who has been fired out of her job, is so upset

گلدانی که برای ما خریدند، شکسته.

The vase, which they bought for us, has been broken.

سگی را که بعنوان هدیه به آنها دادیم، بخوبی تربیت کرده اند.

They have bred pretty well the dog whom/which we gave them as a gift.

دوستم که پدرش بنز دارد، برای من هدیه بارزشی آورده.

My friend whose father has a Mercedes has brought me a valuable gift.

تلویزیون کشوری که ما در آن زندگی میکردیم، برنامه های جالبی پخش نمیکرد.

The TV of the country, which we were living in, was not showing/telecasting interesting programs.

برادرم که او را خیلی دوست داشتم، خانه های زیبایی در تهران ساخته.

My brother, whom I liked a lot, has built a lot of beautiful buildings in Tehran.

آپارتمانهای برادرم که همگی لوکس هستند داشتند تو تهران ساخته میشدند

My brother’s apartments, which are all luxurious, were being built in Tehran.

luxurious /lʌɡˈʒʊr.i.əs/

کیکی که مادرم پخته بود، توی فر سوخته

The cake, which my mom had cooked, has been burnt in the oven.

فقط مادر منه که میتونه کیکی درست کنه که خوشمزه باشه

That’s only my mom who is able to cook a cake which is delicious.

لباسایی که براشون کلی پول داده بودیم بدرد نمیخوردند.

The shirts for which we had paid a lot were useless.

لباسهایی که سارا خریده بود همگی بزیبایی بافته شده بودند.

The shirts which Sara bought [had bought] had all been woven beautifully.

آیا سارا که برای مسابقاتش خیلی زحمت کشیده بود، بالاخره انتخاب شد؟

Was Sara, who had done a stroke of work for her competitions, finally chosen?

سارا که خانوادش حمایتش کرده بودند بالاخره برای مسابقات انتخاب شد.

Sara whose family had supported her was finally chosen for the competition.

آرش که بزرگ شده تهرانه، برای یادگیری زبان انگلیسی خیلی زحمت میکشه.

Arash, who has grown up in Tehran, does a stroke of work for learning English

والدین آرش که ساکن تهران هستند برای بزرگ کردن پسرشان زحمات زیادی کشیده اند.

Arash’s parents who are resident in Tehran have worked hard to grow up their son.

خانه شان را که ما خیلی دوست داشتیم، فروخته اند.

They have sold their house, which we liked a lot.

خانه شان که درش قرمز بود بالاخره فروخته شد.

Their home whose door was red was finally sold out.

ای کاش ماری که ازش میترسیدم روی زمین نمیخزید

I wish the snake of which I was afraid up, had not been creeping on the floor.

ماری که داشت روی زمین میخزید کشته شد

The snake which was crawling on the floor was killed.

اگر درختان را نمیبریدند، آلودگی هوای تهران ازبین رفته بود.

If they had not cut the trees, Tehran’s air pollutions would have vanished.

vanish=disappear از بین رفتن        

آلودگی pollution

بوی ادکلنی که برای سارا به گرانی خریده شده بود بسرعت از بین میره

The perfume smell, which was [had been] expensively bought for Sara, disappears/vanished rapidly.

ای کاش دوستم معامله خوبی انجام بده و پولدار بشه البته ایشاالله بعد از سلامت بودنش.

I wish my friend would make a good deal and get rich, of course, may after being healthy.

ای کاش انگشترم که گم شده بود رو آیلین پیدا کنه.

I wish Aileen would find my ring which has [had] been lost.

کیف پول سارا که گم شده بود پیدا شده

Sara’s purse which had been lost, has been/got found

کیف پول سارا که از یک فروشگاه مشهور خریداری شده توسط یکی از میهمانان در پارتی دزدیده شد.

Sara's purse, which was bought from a famous shop, has been stolen by one of the guests at the party.

 

 

 

Inversion

یکی از مواردی که زبان آموزان زیادسوال میپرسند و موضوعات مهم و کاربردی گرامر که خصوصا ایرانیان مقیم خارج از کشور بان برمیخورند موضوع inversion در گرامر انگلیسی است.

مثلا در مورد ساختار جمله زیر سوالات زیادی از من پرسیده میشود

Not only have I got into the habit of reading the business pages in the news papers, but I also spent the holidays going through all mu lecture notes

به قسمت اول جمله دقت کنید:

Not only have I got into the habit of..... . bb

این ترتیب جمله با ساختاری که شما با آن آشنایی دارید مغایریت دارد. ساختار جمله ای که شما میشناسید باین ترتیب است:

فاعل + فعل کمکی + قید حالت + فعل اصلی + مفعول بیواسطه + مفعول باواسطه + قید حالت + قید مکان + قید زمان

اما حالا ترتیب جمله تغییر کرده و شده:

قید حالت + فعل کمکی + فاعل + فعل اصلی

چنین دگرگونی را در ساختار جمله inversion مینامند

دو نوع کلی inversion در ادبیات انگلیسی وجود دارد:

1. زمانیکه فعل قبل از فاعل قرار میگیرد( این نوع از inversion اختیاری است)، و نوع دوم اجباریست

مثلا

Alex stood in the door way----> In the door ways tood Alex

2. زمانیست که فعل کمکی قبل از فاعل میاید و عبارت فعلیه(جمله یا عبارتی که با فعل شروع میشود) بدنبال فاعل قرار میگیرد. در چنین مواقعی inversionضروری است.

مثلا

Sarah had rarely seen such a gorgeous view----> Rarely had Sara seen such a gorgeous view

در واقع موضوع inversion همان تاکید و اولویت در جمله است که باعث تغییر در چیدمان جمله میگردد.

در مکالمه اغلب از عبارتهای Here comes+noun و There goes + nounبرای صحبت راجع به چیزها و افرادی که به گوینده جمله نزدیک میشوند یا از آن قاصله میگیرند استفاده میکنیم که در چنین ساختارهایی هم در واقع inversion میان فعل اصلی و فاعل صورت پذیرفته است.

Here comes the bus

There goes Tiger Wood, the famous golfer

از عبارت پرکاربرد here comes  همچنین برای صحبت کردن راجع به چیزی که بزودی بوقوع میپیوندد نیز استفاده میشود.

Here comes lunch یعنی غذا بزودی آماده میشود

از اصطلاح there goes نیز در مورد چیزهایی (مخصوصا پول) که ازدست رفته و یا در مورد تلفن و یا زنگ در که در حال زنگ خوردن هستند استفاده میشود

Frank's car has been stolen! There goes $20,000

There goes the phone. Can you please pick it up? bb

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

 





طراحی سایت با توسط ZABET