Print

اصطلاحات انگلیسی فوق العاده کاربردی

اصطلاحات انگلیسی کاربرد فراوانی در مکالمه زبان انگلیسی دارند. در این صفحه سعی کرده ام شما را با اصطلاحاتی آشنا کنم که هم پرکاربرد هستند و احتمال آنها را در کتابهای اصطلاحات و ... بیابید کم است. اکثر این اصطلاحات از فیلم، برنامه های رادیویی و مکالمات روزمره با افراد نیتیو برداشت شده اند.

 

1. tobe hard done-by

احساس سرد رفتار شدگی کردن، احساس سرخوردگی کردن

e.g.  She feels hard done-by because she's been looking after the kids all week while her husband hass been out every night.

2. tobe miles away

توفکر مسئله دیگری بودن، خیلی دور و پرت از موضوع بودن

e.g. I was miles away thinking of my financial affairs while Sara was speaking to me.

3. like water off a duck's back

انتقاد یا متلکی که کاملا روی کسی بی اثر باشد

e.g. Her mother told her off for being so cheeky, but it was like water off a duck's back

4. sth takes some doing

چیزیکه کار یا زحمت میبرد

e.g. Your computer is on the blink and I can fix it up for you, but it takes some doing if you wish.

5. tobe in with a chance of...

شانس...را داشتن، تو شانس... بودن

e.g. I was in with a chance of having a good family and they've always been for me a leg to stand on.

6. sheer luxury

کاملا لوکس و خیلی تجملاتی

e.g. The eights floor of the hotel was sheer luxury

7. overall approach to life

نگرش و نگاه کلی به زندگی و غیره

e.g. I liked his overall approach to life

8. huff and puff

نفس نفس زدن

We were huffing and puffing by the time we'd climbed to the top of the hill.

9. diction

طرز بیان، فصاحت، استفاده صحیح از کلمات در جمله

It is very helpful for a language teacher to have good diction.

10. shanty town

گدا محله، بیغوله، شهر بی آب و علف

Perhaps now you can understand why we took those risks to get you out of the shanty town

11. death trap

مکان یا وسیله ای که خطر مرگ بالقوه دارد، هر چیزیکه بتواند باعث دردسر جدی برای شما شود

Badly built cars can be deathtraps.

12. get away from / get out of

از شر انجام کاری فارغ شدن، کار پردردسری را تمام کردن

13. hit off [with sb]

رابطه خوبی را {باکسی} شروع کردن

Guy: "I heard that Alex and Emma met yesterday. Did they get along?"
Girl: "Yeah, they really hit it off."

14. eke sth out

به آهستگی و با صرفه استفاده کردن چیزی {چون کمیاب یا رو به پایان است}، به تدریج استفاده کردن از چیزی

e.g. The wasn't much food left, however, we just managed to eke it out

15. snoop = sneak out

با زیرکی و زرنگی {معمولا برای کسب اطلاعات} جستجو کردن

She's the sort of person you can imagine snooping about your room when you're not there.

16. to incur charges

هزینه در بر داشتن، هزینه تحمیل کردن، هزینه به بار آوردن

taking foolish risks might incur charges

17. tobe triggererd by sth

شروع شدن با .... وقتی رفتاری باعث شروع عکس العملی میشود

The street fight triggered by elbowing a drunken gang member.

18. go too far/extreme with sth

زیاده روی کردن در مورد چیزی، افراط کردن در کاری

Giving women equal pay maybe politically is correct, but Danial is going too far with such payments.

19. we're uneasy around them

ما با اونها حال نمیکنیم، دوروبرشون نمیپریم، ما با اونها زیاد نمیجوشیم

20. get out of sth / get away of sth

چیزی را پیچاندن، از زیر بار مسئولیتی فرار کردن

21. that's all from me

این تنها کاریه که میتونم بکنم، این تنها کاریه که از دستم بر میاد

22. that's just common sense

این یک حس طبیعیه، این یک حس بدیهیه، این خسیه که همه آدمها دارند

23. convenience food

غذای حاضری

24. come into ....a fortune...

به ارث یا چیزی رسیدن، تازه به دوران رسیدن

Peter came into a fortune when his father passed away

25. so far today

تا به امروز

26. social diviants

افراد منحرف، افراد منحرف اجتماعی

27. tobe so wrapped up in sth

حسابی غرق و گرفتار بودن در چیزی

28. over-promise and under-deliver

زیاد وعده دادن و کم عمل کردن، وعده سرخرمن دادن، فقط حرف زدن و وعده بیخود دادن

29. get off the beaten track / rat race

از شهر و شلوغی و هیاهوی آن دور شدن

30.

 

 #english_language_idioms #idioms #english_idioms

اصطلاحات انگلیسی، اصطلاحات زبان انگلیسی، english idioms, idioms, english language idioms #اصطلاحات_انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی، اصطلاحات زبان انگلیسی، english idioms, idioms, english language idioms #اصطلاحات_انگلیسی #اصطلاحات_زبان_انگلیسی #english_language_idioms #idioms #english_idioms

 

 

 

 

 


طراحی سایت و سئو توسط ضابط